نوروز ما ایرانیان

 
صفحه اصلی نقشه تارنما
     
 

 نـــــــوروز

 
 




بسم ا... الرحمن الرحیم


ما آرزومندان راه پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران ، پروفسور حسابی ، از درگاه الهی می‎‎‎‌خواهیم ، در بایستگی بیداری‏‎‎‎‌های ملی ، دست در دستِ خواهران و برادران مسلمان انقلابی ، به آویزه خجستگی نوروز باستانی ، بنیان‎‎‎‌های فرهنگی نگهدارنده استواری‎‎‎‌هایمان را ، چنان شکوفا نماییم ، تا در آینده ، دشمن : مانند دوست ؛ بیگانه : همچون در و همسایه ؛ و تازه به دوران‎‎‎‌رسیده : همانند پیشینه‎‎‎‌دار ، پایندانِ (ضامن) سربلندی‎‎‎‌های سرزمین مادری شوند . تلاشی بی‎‎‎‌پایان ، در چشم‎‎‎‌اندازی روشن ، با پبروی از استاد حسابی ، در90 سالگی ، که در دَمِ رهایی ازCCU (ویژه قلبی بیمارستان) : " برای سرافرازی هم‎‎‎‌میهنانم ، به هزار فکر وکار نیمه‎‎‎‌کاره‎‎‎‌ام می‎‎‎‌پردازم" ، پس ما نیز دیگر ، با هزینه‎‎‎‌های میلیاردی ، دست به نابودی گوهرهای خودی نزده : در بستر نرم‎‎‎‌افزاری ، در سریال‎‎‎‌هایمان ، برای پلیدی‎‎‎‌آوران ، به جای نامِ ویران‎‎‎‌گرانِ این دیارِ زرگون : هلاکو ، تیمور و . . . اسکندر ، نام فرزندان سرفراز تاریخ پرشکوهمان : فریدون ، جمشید و . . . مهشید را ، به کار نبریم ، و در زمینه سخت‎‎‎‌افزاری ، برج‎‎‎‌ها را ، جانشین بافت‎‎‎‌های پارینه (سنتی) و باغ‎‎‎‌های سرسبز و زیبایمان ننموده ، با آبگیری سد سیوندها ، شاهراه هفت هزار ساله مادها و پارس‎‎‎‌ها را نزداییم ، تا دانش‎‎‎‌آموختگان و دانش‎‎‎‌آورانمان ، با از دست دادنِ دل‎‎‎‌بندی‎‎‎‌های خود ، ناچار به کوچ از دیار مادری شوند ! و در برابرِ این ندانم‎‎‎‌کاری‎‎‎‌ها ، همسایه‎‎‎‌های ناپای ما ، با میلیون‎‎‎‌ها دلار ، موزه لوور . . . و . . . را وا ‎‎‎‌دارند ، با تاریخ‎‎‎‌نمایی‎‎‎‌هایی ساختگی و به راه انداختنِ سازه‎‎‎‌هایی کهنْ‎‎‎‌مانند (آبراهه‎‎‎‌ها و . . . بازار ابن بتوته) یا همایش‎‎‎‌های جهانی (بزرگداشت مولانا و . . . ابن سینا) پایگاهی دست و پا نمایند ! پس ما ، طلایه‎‎‎‌داران چنین گنجینه‎‎‎‌های ده هزار ساله ، که جهان پیشرفته ، داستان‏‎‎‎‌های پرارزشمان(هزار و یک شب ، الف لیل ، شهرزاد قصه‎‎‎‌گو) را ، بیش از خود ما ، می‎‎‎‌شناسد ( فرزندان استاد هم ، این افسانه‏‎‎‎‌های پربار و ارزشمند را ، از زبان همسر سوییسی دوست پدرشان ؛ پروفسور کورنو ، استاد دانشگاه ژنو ، که در آزاد‎‎‎‌روزهای تعطیل مدرسه ، به خانه‎‎‎‌شان می‎‎‎‌رفتند ، آموختند) از خواب و بی‎‎‎‌خبری رسته ، دست به برداشت‎‎‎‌هایی‎‎‎‌مانا ، از توشه‎‎‎‌های بزرگ نیاکانمان بزنیم . یکی از آن هزار ، توانایی پیشینیان ما ، در علوم پایه ، مهندسی ، علوم انسانی ، پزشکی ، تغذیه و . . . کشاورزی ، در برجا نگاه داشتن پناهگاه‎‎‎‌هایی ، برای پایایی این کهن‎‎‎‌ترین پـَهـْلِه (تمدن) جهانی می‎‎‎‌باشد . قلعه‎‎‎‌هایی پُر رمز و راز (بابک ، دختر ، فومن ، الموت . . . و بزرگ‎‎‎‌ترین آن در جهان ، ایرج) به پشتوانه اندوخته‎‎‎‌های رزمی و جانهاد(موقعیت)‎‎‎‌های راه ‎‎‎‌بردی (سوق‎‎‎‌الجیشی) دژهایی بر فراز قله‎‎‎‌های سربه فلک کشیده ، در سرازیرِ دره‏‎‎‎‌هایی ژرف ، بدون دسترسی سواره نظام ، چه برسد ، به گاری و باری ، برای جابه‎‎‎‌جایی‎‎‎‌های سنگین ، و تنها با تلاشِ سه روزه کوله برپشتانِ صخره‎‎‎‌ نورد و کوهنوردانِ راه آشنا . جایگاهی به دور از هرگزند ، با پدافندی در برابرِ یورشِ دشمنان خانمان‎‎‎‌سوز و خانمان‎‎‎‌برانداز ، که هرگز نتوانند ، حتی از دوردست ، گلوله‎‎‎‌های آتشینِ فَلاخُن‎‎‎‌های به سرقت رفته از پدرانِ کارآزموده ما را ، برای سوزاندن قلعه‎‎‎‌ها ، به درونِ آن پرتاب نمایند و یا ، به دروازه‎‎‎‌های آن برسند ، درهای چوبینش را ، به آتش بکشند و برآن چیره شوند !
که چگونگی آن را ، با آورده‎‎‎‌هایی پشتبان از دو کتاب آسمانی : تورات ، قالیچه پرنده حضرت سلیمان و قرآن کریم : ا‌بابیل (پرندگان جنگجوی آورندهِ سنگ‎‎‎‌های آتشین ، از دل جهنم) و تندیس انسان بالدار در پاسارگاد می‎‎‎‌شناسیم .
شناسهِ (برند)" ایکات" ، آمیخته‎‎‎‌یی پرآموزه از علم فیزیک و مهندسی : نشانی والا ، از کارکشتگی دیرینهِ پژوهندگان و نوآورانمان و کاربرد آن ، نزد ریسندگان و بافندگانِ نام‎‎‎‌دار فلزکار ، در نویابی (کشف) پرواز و به کارگیری آن ، برای سِپَرداری (صیانت) از همین قلعه‎‎‎‌ها . با نمونه‎‎‎‌هایی آشنا ، چون فرش مهستان ، آرایه ایوان مداین (کاخ کسری) ، جلوه‎‎‎‌یی هنرمندانه از دو دیدگاه : آفتابی تابیده (زربفت) و مهتابی برآمده (سیم بفت) در تک نمایی بی‎‎‎‌مانند . نمایه پوشاک باشکوه (مجلسی) بانوان : بافت ابریشم ، با تارهای مویینِ زر و سیم ، و فَرای آن : سپرِپشتیبانِ جانِ رزمندگان (انسان و مرکبش) ، از زخمِ تیر، نیزه و شمشیر ، با بافتِ زره‎‎‎‌هایی از رشته‎‎‎‌های نازک فولاد و پشم ، برای زمستان ، و با نخ ، برای تابستان ، آن هم ، با بالاترین جِهْمَـنْدی (فِلکْسیـبـیلیتی) که در یک تراز سنجشی(گونه دیرین آن ، نزد یونانیان : کلاهْ‏‎‎‎‌ خُود و زره سنگین وزن ، با لولاهای سخت و نوین آن ، نزد رومیان )شگفتی‎‎‎‌آفرین است . و سرآمد شکوفایی این هنر صنعتی (ایکات) : قالی‎‎‎‌های بافته شده از فولاد و پشم ، به دست بانوان توانای این بوم و بَر است ، که پس از برچیدن از دار ، رُویه و گوشه‎‎‎‌های آن ، راستاییِ خود را نگاه داشته ، تا کمان‎‎‎‌داران ، درونِ تسمه‎‎‎‌های مخصوصِ چرمینِ زیرینِ این کایت‎‎‎‌ها ، جای گرفته ، با پرواز از فرازِ این برج و باروها ، یورش‎‎‎‌بران را ، در دامنه کوه ، هدف تیرهای زهرآگین خود قرار ‎‎‎‌داده ، تا دسترسی به این جان‎‎‎‌پناه‏‎‎‎‌ها ، انگاری ناشدنی گردد . اما ، هزاران شوربختی ، که پس از پرده‎‎‎‌افکنی ناجوانمردانِ خودی و چیرگی دشمنان دیرپای دانایی ، بر سرزمین دانش‎‎‎‌ها ، آن کوردلانِ بی‎‎‎‌فرهنگِ بیابانی ، با این داوریِ واژگون که : آدمیزاد ، بر زمین می‎‎‎‌رود ، ولی شیطان ، در هوا ؛ همگی ایکات‎‎‎‌کاران و کاربران آن را ، برای برکندنِ ریشه شیطان ، از ارضِ الهی ، قتل عام کردند . و چنین شد ، تا این صنعت و هنر ارزنده ، به تاریخ بپیوندد ؛ آنگاه ، لئوناردو دا وینچی را ، مخترع پرواز بدانیم ! که فرزندانِ پاسدارِ نام و یادِ شهیدانمان ، چنین نوآورانی را ، در یادمانِ‎‎‎‌ بزرگی از پروازِ بادبادک‎‎‎‌ها ، در هنگامه خیزشِ بادهای پاییزی ، به شگونِ جشن مهرگان ، زنده و جاوید ، نگاه می‏‎‎‎‌داشتند . با تقدیم این عیدانه و گرامیداشت سال نو و به شگون سپندارمذ ، والنتاین ایرانیان ، روز عشق و مهر و محبت ، و پیوستگی آن با پنجم اسفند ، زادروز استاد حسابی ، بنیادگذار دانشگاه و بسیاری از مراکز علمی ، آموزشی ، صنعتی ، فرهنگی و پژوهشی کشورمان با روز مهندسی در ایران و در گسترهِ اندیشه‎‎‎‌های پایدارِ این معلم سخت‎‎‎‌کوش ، رنج‎‎‎‌کشیده و خستگی‎‎‎‌ناپذیر ، از ایزد یکتا می‎‎‎‌خواهیم ، با یاری راه ‎‎‎‌برانِ این نظامِ عظیم ، که از یک تا سه آوند از شاگردان ایشان می‎‎‎‌باشند ، در پایان هر دوره دانشگاهی ، با گامی فرخنده ، بازهم : جشن ِ نوگوهرِ (ابتکاری) سبزه ، برگزارشود .
تا مانند استاد ، در یک دلربایی راسخ ، با گزینش بهترین قاری قرآن دانشگاه و برپایی آرنگ‎‎‎‌های ماندگاری چون شب چله (یلدا) : شب کتاب‎‎‎‌خوانی ایرانیان (تفال بر کلام‎‎‎‌ا. . . مجید ، حافظ و مولانا) بیان‎‎‎‌گرِ شکوهِ اندیشهِ یکتاپرستانِ ایرانی (مهرخواهان یا میتراییست‎‎‎‌ها ، و گستردگی آن در دل اروپا) و پرتوهای آشکار آن ، در کریسمس، پیدایی بابانوئل ، برگرفته از فلسفهِ حاجی‎‎‎‌فیروز و عمو نوروز (سپاس از ارمغانِ خورشید : زایش و رویش) ؛ چهارشنبه سوری : یادآوری کشف آتش ، آغاز پژوهش‎‎‎‌ و آفرینش‎‎‎‌های انسان ؛ سفره هفت سین : نمادِ ارج به دَهِش‎‎‎‌های آفریدگار ؛ عید نوروز : گرامیدنِ نو شدنِ زمین ، تحویل سال ، پایه‎‎‎‌گذاری علم گاه ‎‎‎‌شماری ، نشانِ دانشِ گذشتگانِ ما از ریاضیات و ستاره‎‎‎‌شناسی ؛ سیزده به در : روزِ برنامه‎‎‎‌ریزی ایرانیان ، پیمان قلبی گِـرِه بر گیاهان صحرایی (آفریدهِ خداوندی) نقشی جاودان بگیرد ! تا چنین داشته‎‎‎‌های برنای هزاران ساله‎‎‎‌یی ، نگاهبانِ دلبستگی‎‎‎‌های ما ، به آب و خاک اجدادیمان گردد .

نوروز 1391
بنیاد پروفسور حسابی

 
     
       
       
     
       
       
   
       
       
   
       
       
   
       
       
   
       
       
     
       
 
  Web site designed by Tafsirgaran Systems co. Copyright © 1969-2013 Hessaby Bonyad All rights reserved