» گزیده‌یی از مصاحبه جناب آقای دکتر گلشنی ، استاد برجسته فیزیک کشورمان ، با کیهان فرهنگی در مورد پروفسور حسابی ، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران

 
صفحه اصلی نقشه تارنما
 
 
 
 
 
 
 
 
   
 
   

اخیرا ، باز هم ، همان چند نفر همیشگی ، که داشته‎های زندگی خود را ، به طور مستقیم و غیرمستقیم ، از پروفسور حسابی دارند ، در سایت‌هایی با عنوان‎های متفاوت ، مطالبی را در مورد ایشان نوشته‎اند ، که مورد اعتراض عمیق مردم قدردان کشورمان ، قرار ‎گرفته است ، ولی جناب آقای دکتر گلشنی ، یار و یاور پروفسور حسابی ، در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ، که طی سال‎های متمادی ، همکار نزدیک ایشان و شاهد امور بوده‌اند ، نقاط نظر روشنگرانه و ارزشمند خود در مورد استاد دکتر سید محمود حسابی را بیان داشتند ، که براساس اتفاق نظر همکاران و هیئت امنای بنیاد ، به این نتیجه رسیدیم ، برداشت‎هایی از مصاحبه ایشان را ، به نظرتان برسانیم :

گزیده‌یی از :
مصاحبه جناب آقای دکتر مهدی گلشنی ، استاد برجسته علم فیزیک کشورمان در گفتگو با عصر ایران :

 پروفسور حسابی ، فیزیکدانی فکور و بزرگوار بودند

عصر ایران ؛ هومان دوراندیش :
دکتر مهدی گلشنی ، مدیر گروه فلسفه علم و رییس پیشین دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ، در گفتگو با عصر ایران ، جایگاه علمی ، منش و خصائل اخلاقی و نیز ، شیوه تدریس و نگرش پروفسور حسابی ، به علم فیزیک را شکافتند .
دکتر مهدی‌گلشنی معتقد هستند :آقای دکترحسابی ، نه فقط بنیان‎‎‎‌‌‌گذار علم فیزیک در ایران ، بلکه متفکری عمیق بودند و جنبه‌های فلسفی فیزیک را ، نیز به خوبی درک می‎‎‎‌‌‌کردند .
کلاس‌های درس آقای دکترحسابی ، برای مبتدیان سودمند نبود ، اما دانشجویان داناتر از کلاس‌های ایشان بهره‌های فراوان می‌بردند .
- ابتدا مختصرا درباره سابقه آشنایی خودتان با آقای دکتر حسابی ، توضیح بفرمایید .
بنده در سال 1336 وارد دانشکده فیزیک دانشگاه تهران شدم . از سال دوم دانشجویی ، با آقای دکتر حسابی کلاس درس اپتیک داشتم .
جناب دکتر در کلاس درس همواره بر روی نکاتی که توضیح می‌دادند ، پیشاپیش خیلی فکر می‌کردند و لُبِّ مطالب را می‌گفتند . در مطالب فشرده‌یی‌که درکلاس‌ مطرح می‎‎‎‌‌‌نمودند ، نکات قابل استفاده فراوانی وجود داشت ، که درکتاب نبود . بنابراین ، کلاس ایشان برای همه قابل استفاده نبود ، مگر این‎‎‎‌‌‌که شما قبلا مطالب ضروری لازم زیربنایی را می‌دانستید که در این صورت ، برای شما خیلی مفید بود .
به عنوان مثال ، من خودم دست به کار خواندن یک کتاب انگلیسی اپتیک (کتاب جنکینز و وایت) شدم که همین باعث شد سر کلاس که حاضر می‌شدیم ، استفاده کامل ببریم .
ضمنا این کار خیلی برای من و دیگر دانشجویان برکت داشت ، زیرا خواندن آن کتاب‎‎‎‌‌‌های خارجی (انگلیسی) موجب پیشرفت زبان انگلیسی ما شد .
حُسنِ دیگر جناب دکتر حسابی این بود ، که خودشان به آزمایشگاه می‌آمدند و با این‎‎‎‌‌‌که این کار وظیفه ایشان نبود و آزمایشگاه مدرس داشت ، درباره جزئی‌ترین مسائل ، شخصا توضیح می‎‎‎‌‌‌دادند ، به طور مثال : مطالبی مانند تغییر جهت پلاریزاسیون نور توسط تیغه پلاریزور . . . .
آن موقع ، دوره لیسانس فیزیک سه ساله بود . بعد از این‎‎‎‌‌‌که سال سوم تمام شد و من با همین مدرک لیسانس به آمریکا رفتم ، به عنوان دانشجوی دکترا در امتحان جامع دانشگاه قبول و در دانشگاه برکلی کالیفرنیا پذیرفته شدم ؛ البته با این شرط ، که پس از یک سال ، امتحان بدهیم و اگر در آن امتحان موفق می‌شدیم ، دوره دکترا را ادامه می‌دادیم وگرنه فوق لیسانس می‌گرفتیم و به ایران بازمی‌گشتیم ؛ من در آن امتحان جامع ، بالاترین نمره را از درس اپتیک گرفتم ؛ درسی که استادش در دانشگاه تهران ، جناب دکتر حسابی بودند .
استاد شخص فکوری بودند و جنبه‌های فلسفی فیزیک را هم اولین بار ایشان ، به ما معرفی کردند .
من در امریکا ابعاد فلسفی فیزیک را بیشتر دنبال کردم ، ولی ریشه این گرایش در من ، محصول کلاس درس آقای دکتر حسابی بود .
در سال 77- 1976 در دانشگاه پنسیلوانیا فرصت مطالعاتی داشتم . در آن دانشگاه ، اتاقی در اختیار من بود که یکی از اساتید بازنشسته آن دانشگاه هم در همان‌جا با من هم ‌اتاق بود . او هفته‎‎‎‌‌‌ای یکی دو بار به دانشگاه می‌آمد و با هم صحبت و بحث می‌کردیم . آن استاد آمریکایی ، خیلی زیاد از آقای دکتر حسابی تعریف می‌کرد .
از نظر او این‎‎‎‌‌‌که استاد با وجود سن بالا ، هنوز روحیه علمیشان را حفظ کرده بودند ، بسیار قابل تحسین بود .
- یعنی شما از سال 1339 تا اواسط دهه 1360 ، دیگر با آقای دکتر حسابی رابطه‎‎‎‌‌‌ای نداشتید ؟
چرا ، در یک سمینار در اواسط دهه 1360 ، سمینار سالیانه فیزیک که در شیراز برگزار شد . قرار شد در آن سمینار ، از جناب دکتر حسابی ، تجلیل شود و بنده هم یکی از سخنرانان آن همایش بودم .
علاوه بر آن در منزل ایشان ، بنده به اتفاق دکتر حداد عادل ، دکتر پور جوادی ، دکتر توسلی و دکتر منصوری به دیدن جناب دکتر حسابی رفتیم و دوباره موفق به دیدن ایشان شدم .
وقتی خدمتشان رسیدیم ، راجع به تاسیس دوره دکترای فیزیک در دانشگاه صنعتی صحبت می‌کردیم ، ایشان اظهار می‌داشتند ، تنها بیمی که در این کار می‌رود ، این است که شاید هر دانشکده کوچکی ، بدون در نظر گرفتن امکانات لازم بیاید و اقدام به راه انداختن دوره دکترا نماید و سطح علم را پایین بیاورد . استاد حسابی ، به استانداردها خیلی اهمیت می‌دادند .
استاد در همان جلسه ، از صحبت‎‎‎‌‌‌هایشان با پروفسور اینشیتن و این‎‎‎‌‌‌که او ایشان را ، به انریکو فرمی در شیکاگو ، ارجاع داده بود و از برخورد خیلی خوبی که داشت ، تعریف کردند .
در آن جلسه ، خاطره وزنه بزرگ طلا ، که در اختیارشان گذاشته بودند تا آزمایششان به خوبی ، انجام شود را نیز بیان کردند .
وقتی هم که می‌خواستیم از جلسه خارج شویم ، یک مجله انگلیسی آوردند و گفتند این دیدگاهی که الان در QCD (نظریه‌یی در فیزیک ذرات بنیادی) درباره بعضی پتانسیل‌ها مطرح می‌شود ، در نظریه خودشان نیز وجود دارد .
این صحبت خود جناب دکتر حسابی بود و هیچ غلوی در سخنانشان نبود .
در دهه60 که رییس دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بودم و دوره دکتری فیزیک را در دانشگاه صنعتی شریف ایجاد می‌کردیم ، پروفسور عبدالسلام ، برنده جایزه نوبل فیزیک را ، به ایران دعوت کردیم تا دوره دکترای فیزیک را ، افتتاح کنند .
پس از مراسم به اتفاق ایشان ، به شیراز رفتیم تا دوره دکتری فیزیک دانشگاه شیراز را ، هم افتتاح کنند . در آن جلسات هم آقای دکتر حسابی ، تشریف داشتند .
بعدا هم ، در جلسه‌یی که در سازمان انرژی اتمی ، به مناسبت افتتاح "ساختمان یادمان دکتر حسابی" برپا شد ، پروفسور عبدالسلام ، پروفسور حسابی و علامه جعفری حضور داشتند و بنده هم آن جا بودم .
می‌خواهم بگویم ، بنده استاد حسابی را ، مجددا ، ملاقات کردم .
بعضی از کسانی که درباره ایشان صحبت‎‎‎‌‌‌هایی کرده‌اند ، به افراط و تفریط رسیده‎‎‎‌‌‌اند . من از این متعجبم ، چنین افرادی‎‎‎‌‌‌که با آقای دکتر حسابی ، کلاس نداشته‌اند ، چگونه به خودشان اجازه می‌دهند ، این‌طور اظهار نظر کنند .
بعضی‌ها از دانشگاه الزهرا و جاهای دیگر حرف‌هایی به شدت منفی را ، مطرح کردند . این افراد مطلقا شاگرد دکتر حسابی نبوده‌اند . این‌ها تحت تاثیر دیگران زیاده‌روی کردند .
- آیا آقای دکتر حسابی نظریه‎‎‎‌‌‌ای در علم فیزیک داشتند ؟
البته ! بنده رساله کوتاهی مربوط به سال 1977 ( دو سال قبل از انقلاب ) از ایشان دیدم ، که ریاضیات نظریه ایشان را در برداشت . آقای دکترحسابی ، خودشان هم نزد ما گفتند ، که نظریه‌ای داشته‌اند و در آن جلسه فقط یک بُعد از آن را ، توضیح دادند . ایشان دنبال این بودند ، که مشکل تکینگی‌های مربوط به ذرات نقطه‌یی را ، حل کنند و لذا ، سراغ ذرات بی‌نهایت گسترش یافته رفتند ؛ ذراتی که انرژی آن‌ها ، توزیعی پیوسته در فضا دارد و در بی‌نهایت ، چگالی آن به سمت صفر ، میل می‌کند . همین کافی است که دغدغه‌های بنیادی ایشان را ، نشان دهد .
آقای دکترحسابی ، یک فیزیکدان طوطی‌گونه نبودند . ایشان عمیقا در علم فیزیک تامل کرده بودند .
به همین دلیل ، سر کلاس نور ، ایرادهایی که « دوبروی» به نظریه حاکم کوانتوم وارد کرده بود را ، برای ما توضیح می‌دادند .
این کاری است که استادهای دیگر ، کم‎‎‎‌‌‌تر انجام می‌دهند . اما جناب دکتر حسابی ، عمیق‌ترین ایرادهایی که درک و طرح آن‎‎‎‌‌‌ها ، ریزبینی‌ها و تیزبینی‌های ظریفی لازم داشت را ، توضیح می‌دادند . من خودم در سمینار بزرگی که در موسسه آموزش عالی پاریس برگزار شده بود ، شرکت داشتم . یکی از افراد حاضر در آن سمینار بین‌المللی ، یک فیزیکدان معروف هندی الاصل ، به نام «پروفسور سودارشان» بود که از «تگزاس آمریکا» آمده بود . سخنرانی او که تمام شد ، آقای دکتر حسابی به سمت من که در انتهای سالن ایستاده بودم ، آمدند و رو به من کردند و گفتند : این فیزیکدان برجسته ، وقتی که از احتمال منفی سخن می‌گوید ، اصلا متوجه هست که چه می‌گوید ؟ می‌خواهم بگویم پروفسور حسابی خیلی ریزبین بودند .
آن وقت‌ها ،کسی در ایران ، از نظریه‌های رایج در علم فیزیک ، انتقاد نمی‌کرد . سکوت و تبعیت محض حاکم بود .
جناب دکتر حسابی دانشمندی صاحب نظر بودند و می‌دانستند چه می‌گویند .
پس این‌طور نبود که فقط یک استاد فیزیک بوده باشند .
سطح تفکر دکتر حسابی بالا بود !
نگرش انتقادی ایشان در قبال نظریه‌های علم فیزیک ، خودش کمتر از یک نظریه ارزش نداشت .
ایشان در قحط الرجال هفتاد سال قبل در ایران ، دانشکده علوم و دانشکده فنی را تاسیس کردند .
 جناب آقای دکتر حسابی استاد خوبی بودند !
اگر کسی شیوه تدریسشان را می‌دانست و جزوات ایشان را قبل از کلاس مرور می‌کرد ، می‌توانست از کلاس استفاده زیادی بکند .
کسانی‌که می‌گویند کلاس آقای دکتر حسابی به درد نمی‌خورد حرف‌های ایشان را در کلاس درس نمی‌فهمیدند .
آقای دکتر حسابی استاد ممتازی بودند .
- در واقع ، مطابق توضیح شما ، شیوه تدریس استاد متناسب با فهم مبتدیان نبود .
نباید فراموش کنیم ، دورانی که آقای دکتر حسابی فیزیک می‌خواندند ، دوران دیگری بود .
حتی زمانی که به ما فیزیک درس می‌دادند ، دوره آغاز انقلاب در نظریه‌های فیزیک بود و تازه یکی دو تئوری داشت جا می‌افتاد . الان دیگر علم فیزیک خیلی پیشرفت کرده است .
- منظورتان از جا افتادن تدریجی تئوری‌ها ، دقیقا چیست ؟
یعنی ، آغاز نظریه کوانتوم و نظریه نسبیت عام . این نظریه‌ها ، هنوز مثل نظریه نیوتون نشده بودند که مقبولیت عام یافته باشند . یعنی علم فیزیک ، در حال رشد بود . فیزیک‎‎‎‌‌‌دانانی‎‎‎‌‌‌که از آن‌ها نام بردم ، همگی متعلق به دهه‌های پیشرفت و جهش علم فیزیک هستند ، اماآقای دکتر حسابی در زمان خودشان ، یک فیزیکدان برجسته بودند .
- رشد علم در این بحث ، چه ارتباطی به برجسته‌تر بودن فیزیک‎‎‎‌‌‌دانان جدید دارد ؟
زمینه‌های نظری فراهم‌تر شده ، بعضی معماها حل شده و امکان اظهار نظر هم بیشتر شده است . در قدیم ، یک مکتب علمی حاکم بود و کسی هم در برابرش مقاومت نمی‌کرد ، همه تسلیم آن مکتب بودند . نظرهای مخالف خیلی رایج نبود ، اما الان جوّ تغییر کرده است .
- این تصورکه آقای دکتر حسابی ، به چهار زبان مسلط بودند ، ادیب و موزیسین بودند ، حافظ قرآن و گلستان و دیوان حافظ و . . . بودند ، واقعیت دارد ؟
جناب دکتر در بیروت درس خوانده بودند . پس عربی دانستن ایشان استبعادی ندارد . ایشان بر زبان فرانسه مسلط بودند ، چون در آنجا دکترا گرفته بودند و زبان انگلیسی را هم خودمان دیده بودیم که بسیار خوب می‌دانستند . اصلا ، بعید نمی‌دانم که زبان آلمانی را هم بلد بوده باشند . چیز عجیبی نیست .
ضمنا ، جناب دکتر حسابی ، به موسیقی علاقمند بودند و اطلاعات خوبی در این زمینه داشتند . ایشان در مورد گام‌های موسیقی ایرانی تحقیق می‌کردند و در این زمینه ، جناب دکتر برکشلی با استاد ، مشورت و همکاری می‌کردند .
آقای دکتر حسابی اطلاعات خوبی هم در زمینه ادبیات داشتند . ایشان به ریشه لغات خیلی اهمیت می‌دادند و در پی آن بودند که برای لغات فرنگی ، معادل فارسی سره بگذارند . در این هم تردیدی نیست .
در این هم‌که به کتاب‌های خارج از رشته فیزیک ، یعنی به سایر علوم رجوع می‌کردند ، شکی نیست . چه در غیر این صورت ، نمی‌توانستند در جلسات مشترک با علامه جعفری شرکت کنند . آقایان دکتر حسابی ، دکتر هشترودی و علامه جعفری با یکدیگر جلساتی داشتند . علامه جعفری با آقای دکتر حسابی درباره مباحث فلسفی بحث می‌کردند و همیشه از ایشان به نیکی یاد می‌کردند .
- در واقع شما معتقدید : تصویری که از آقای دکتر حسابی در جامعه ایران ترسیم شده ، تقریبا مطابق با واقعیت است .
سخن من این است : غلو نمی‌باشد . جناب دکتر حسابی واقعا آدم حسابی بودند !
- ماجرای رابطه آقای دکتر حسابی و دکتر خمسوی چه بوده است ؟
در این باره ، دو خاطره را ، برای شما تعریف می‌کنم ، تا به نگرش و شخصیت استاد پی ببرید .
آقای دکتر حسابی ، در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران سال‎‎‎‌‌‌ها با آقای دکتر خمسوی ، همکار بودند .
البته دکتر خمسوی خیلی قبل از ما دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران و شاگرد آقای دکتر حسابی بودند و خیلی هم به خانه استاد ، رفت و آمد داشتند .
ایشان تعریف می‌کردند ، که یک بار عده‌یی آمدند درباره یک مساله فیزیک از آقای دکترحسابی سئوال کردند و استاد به آن‎‎‎‌‌‌ها گفتند ، این مساله را از آقای دکتر خمسوی بپرسید ! به این معنا که بدون هیچ حسادتی ، آن دانشجویان را به آقای دکتر خمسوی ارجاع دادند ، کسی که در دانشکده فیزیک رقیبشان بود .
یک بار دیگر هم از آقای دکتر حسابی سئوال می‌شود : اگر بخواهید خودتان را با دکتر جناب و دکتر خمسوی مقایسه کنید ، چه می‌گویید ؟ استاد می‌گویند : " اگر حل یک مساله مثل رفتن از نقطه الف به نقطه ب باشد ، آقای دکتر خمسوی کوتاه‎‎‎‌‌‌ترین فاصله را طی می‌کنند ، تا از نقطه الف به نقطه ب برسند ، من یک منحنی را ، طی می‌کنم ، تا به آن نقطه برسم و دکتر جناب ، مسیری پیچیده‌تر را طی می‌کنند . "
این اقرار ، اقرار مهمی است . یعنیآقای دکتر حسابی تا این حد منصف بودند ، که استادی را که رقیبشان بود ، این‌گونه بالا ببرند . پس اینکه بعضی‌ها می‌گویند : دکتر حسابی مانع پیشرفت دکتر خمسوی در ایران شد ، صحت ندارد و مطلقا دروغ است .
ایشان به این چیزها حسادت نمی‌ورزیدند و بزرگوارانه به توانایی‌های دکتر خمسوی اشاره می‌کردند .
- اتهام باندبازی آقای دکتر حسابی در دانشکده علوم صحت دارد ؟
نخیر ، ما مطلقا چنین چیزی را احساس نکردیم .
باندبازی‌هایی‎‎‎‌‌‌که الان گاهی در جذب اعضای هیات علمی در دانشگاه‌های ایران دیده می‌شود ، مطلقا در مرام استاد نبود .
- پس در مجموع ، به نظر شما ، آقای دکتر حسابی در ایران ، بـیش از حد بزرگ نشده‌اند و تصویر فعلی از ایشان در افکار عمومی ، مطابق با واقع است .
آقای دکتر حسابی نظریات موجود در علم فیزیک را ، برای دانشجویان نقد می‌کردند و خودشان شخصا ، در آزمایشگاه حاضر می‌شدند و به دانشجویان خیلی چیزها را آموزش می‌دادند . در حالی‌که این‌کار ، اصلا جزء وظایف ایشان نبود .
من کم‎‎‎‌‌‌تر دیده‌ام استادان ، برای درس‌های تئوریک به آزمایشگاه بروند و امور عملی را به دانشجویان یاد بدهند .
آقای دکتر حسابی ، برای زمان خودشان ، فردی برجسته بودند . ایشان بنیان‌گذار علم فیزیک در ایران بودند . آقای دکتر حسابی ، نه تنها به عنوان بنیان‌گذار فیزیک ایران ، بلکه به عنوان یک فیزیکدان متفکر و یک انسان بسیار شریف ، باید حقشان محفوظ بماند ، نباید محسنات و امتیازات ایشان انکار شود .
متاسفانه در ایران فعلی ، یک روز افراد را به عرش می‌برند و روز دیگر ، به فرش ! بسیار ضروری است ، که با این منش‌های غیر اسلامی و غیر انسانی ، مبارزه شود .

************************************************************************************************************

گزیده‌یی از مصاحبه جناب آقای دکتر گلشنی ، استاد برجسته فیزیک کشورمان ، با کیهان فرهنگی درمورد پروفسور حسابی ، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران
_________________________________________________________________

استاد حسابی ، همواره ، خود را از لحاظ علمی ، در سطح روز (جهانی) ، نگاه می‎‎‎‌‌‌داشتند . دکتر مهدی گلشنی : من در حدود سال‌های دوم و سوم دانشکده به عنوان شاگرد با استاد حسابی ، آشنا شدم و با ایشان کلاس داشتم . کلاس درس اپتیک .
با این‎‎‎‌‌‌که چند سال بود استاد این درس را ، تدریس می‎‎‎‌‌‌کردند ، جزوه‌ ایشان ، مطابق روز بود . جزواتی بدون اطاله کلام و خلاصه . روش تدریس آقای دکتر حسابی طرح کلیات بود و وارد جزئیات نمی‌شدند .
 البته همین امر باعث می‎‎‎‌‌‌شد ، به زبان انگلیسی نیز تسلط پیدا کنیم ، به خصوص ، در آن زمان که تحلیل قضایا برای دانشجو خیلی مشکل بود و مجبور بود ، به دنبال منابع خارجی برود و با این تلاش تا سال سوم تمام مسائل حل بود .
 به این ترتیب قبل از رفتن به کلاس ایشان ، درس را مطالعه می‌کردیم تا آمادگی کامل درک مطلب جدید و مطرح شده را داشته باشیم و حالا پی ‌می‌برم که استاد چه هدفی داشتند و چه کار خوب و پرارزشی می‌کردند و این روش چقدر ارزشمند بود .
در مقطع فعلی ، دانشجو می‌خواهد که تمام مسایل را ، کاملا جویده و در اختیارش قرار دهیم در گذشته چنین چیزی نبود .
قدمای ما کتاب را خیلی مختصر می‌نوشتند و بعد شاگردانشان ، بر آن شرحی می‎‎‎‌‌‌دادند و بعد شاگرد دیگری شرح الشرح ، تهیه می‎‎‎‌‌‌کرد ، به طوری‎‎‎‌‌‌که می‌گویند : اگر کتاب تجرید خواجه نصیرالدین را ، فلان دانشمند شرح نکرده بود ، دیگران بعدها نمی‌توانستند آن را بفهمند .
به عقیده من ، در این مختصر نویسی تعمدی داشته‌اند و هدفشان این بوده که طالب دانش را به تعمق وادارند به طوری‌که می‌گویند : ابوریحان بیرونی ، بدون ذکر مثال ، مطلبی را عنوان می‌کرده و در مقابل پرسش شاگردان می‌گفته باید خودتان جستجو و تفحص کرده و ریشه مطالب را پیدا کنید ، یعنی آنان را به تفکر وا می‌‌داشته است .
 روش آقای دکتر حسابی هم به همین شکل بود و همین روش درست باعث شد ، هنگامی که برای دکترا به امریکا رفتم ، احساس کنم واقعا روی مسائل فیزیک تسلط دارم .
استاد حسابی یک پژوهنده بودند . در سال 76 که در امریکا بودم ، یکی از هم اتاقی‌هایم در دانشگاه پنسیلوانیا ، روزی مقاله‌یی آورد و گفت : این را هم‌وطن شما نوشته است ، که دیدم مقاله جناب دکتر حسابی است .
بعد دیگر شخصیت علمی ایشان خیلی جالب می‎‎‎‌‌‌باشد و آن این بود که همواره خودشان را ، از لحاظ دانش در سطح روز نگاه می‌‌داشتند و همواره از جریانات علمی نوین ، مطلع بودند .
استاد ، هیچ‌وقت دست از تحقیق نکشیدند . حتی در سن نود سالگی و دو سه ماه پیش از درگذشتشان ، که به اتفاق چند تن از دوستان خدمتشان رفتیم ، باز هم صحبت‌ها همه علمی بود و تازه‌ترین مساله فیزیک را مطرح می‌کردند .
این مورد کاملا نشان می‌داد ، که در آن سن و تا پایان عمر ، هنوز مباحث دانشی را ، دنبال می‌کنند و به آن علاقه دارند ، چون در وجودشان ، روحیه تحقیق وجود داشت.
استاد حسابی ، در انجام هر کاری ، تابع اصول بودند . درک این بُعد از روحیه ایشان ، برای من نعمت بزرگی بود .
در آن زمان‎‎‎‌‌‌که ما شاگرد استاد بودیم دوره تحصیلات دانشگاهی ، به صورت ترمی و نیم‌سالی نبود ، امتحانات در آخر هر سال تحصیلی ، برگزار می‎‎‎‌‌‌شد .
طی سال‌ها سوال استاندارد ایشان این بود که شما امسال چی خواندید ؟ ! دانشجو واقعا گیج می‌شد و می‌ماند و اکثرا به شرطی نمره می‌آورد ، که قبلا درست فکرکرده باشد که دقیقا چه خوانده ‌است ، تا بتواند توضیح درست بدهد .
استاد جزء معدود کسانی بودند ، که هم به جنبه‌های عملی فیزیک توجه داشتند و هم جنبه‌های نظری و برای قسمت عملی (کارگاهی و آزمایشگاهی) ارزش ویژه‎‎‎‌‌‌یی ، قایل بودند و خودشان به آزمایشگاه می‌آمدند و عملیات دانشجویان را بررسی می‌کردند .
یعنی در کارهای عملی و آزمایشگاهی ، شخصا و به طور جدی شرکت می‎‎‎‌‌‌ جستند . بسیاری از فیزیک‌دان‌ها یا صرفا دنبال کار تئوری هستند یا عملی . اما این دو مطلب را ما در ایشان جدای از هم ندیدیم .
استاد خاطره‌یی از تاسیس دانشگاه تهران داشتند و می‌گفتند : هنگامی‎‎‎‌‌‌که دانشکده فنی را بنیان گذاشتیم و دانشگاه فعالیتش را شروع کرد برای دانشجویان کارگاهی باز کردیم ، که بروند سوهانکشی و ارهکشی بکنند . روزی دیدیم که دانشجویان اعتصاب کرده‌اند و اعتراض می‎‎‎‌‌‌کنند که ما ، بچه‌های فلان خان و فلان مقام بالای کشور هستیم ، آن وقت شما ما را ، به کار عملگی وا داشته‌اید !
خلاصه کار این اعتصاب ، بالا گرفت و خبر به گوش وزیر وقت رسید و چند روز دانشگاه تعطیل شد و آخر وزیر از ایشان خواست با دانشجویان مماشات کنند .
ایشان پاسخ می دهند : " یا من باید رییس این‌جا باشم و دانشجویان را ، موظف به کار عملی نمایم و یا کس دیگری رییس بشود . کار عملی به این منظور است که در آینده ، هرکار و مسئولیتی که شما به این دانشجویان که فارغ التحصیلان فردا خواهند بود ، محول می‎‎‎‌‌‌کنید را ، به خوبی و درستی انجام دهند ."
وزیر ، پذیرفته بود ولی با این استدلال به ایشان جواب داده بود : "آخر به جز شما کسی را نداریم !" و مجبور شده بود بپذیرد و به دانشجویان معترض بگوید که کار عملی‌شان را ، مطابق نظر استاد انجام بدهند .
می‌بینید که در آن زمان ، انجام کارهای عملی در دانشکده به سادگی صورت نگرفته و با ایشان مقابله‌ها و دشمنی‌ها کرده‌اند . من فکر می‌کنم هنوز هم این حالت در ایرانی‌ها وجود دارد و از انجام کارهای دستی چندان استقبال نمی‌کنند و شاید بتوانم بگویم که عار دارند . علاوه بر این استاد بر این عقیده بودندکه انجام کارهای تجربی و عملی زمینه بروز بسیاری از خلاقیت‌ها می‎‎‎‌‌‌باشد .
آقای دکترحسابی ، از معدود کسانی هستند ، که برای اولین بار در ایران ، کتاب علمی تالیف کردند ، قبل از ایشان ، اکثر کتاب‌های علمی ، ترجمه بود . من بارها شاهد بودم ، که برای نوشتن یک صفحه ، چندین کتاب را ، با دقت و حوصله بسیار می‌خواندند تا دو سطر بنویسند .
ایشان اول یادداشت‌هایشان را ، به فرانسه برمی‌داشتند و بعد یکی یکی آن‌ها را ، اصلاح ‌کرده و بعد به فارسی ترجمه و ویراستاری و آماده چاپ می‌کردند .
یکی از آثار ایشان کتاب حالت جامد است ، که کاملا تالیفی است و هم‌چنین دیگر آثارشان ، که فکر می‌کنم نیازی به توصیف نداشته ‌باشد .
پشتکار آقای دکتر حسابی در انجام هرکاری بسیار چشم‌گیر بود ، حتی برای چاپ یک کتاب ، با وجود نفوذی که داشتند ، صد بار تماس می‌گرفتند ، زیرا ، چاپخانه از یک چاپ علمی دقیق ، شانه خالی کرده ، اذیت می‎‎‎‌‌‌کرد .
گاهی هم من یا آقای مقبلی دبیر آزمایشگاه ایشان به چاپخانه دانشگاه می‌رفتیم تا اصلاح دقیق را ، اعمال کند . تازه پول چاپ کتاب را هم به ما می‌دادند تا بین کارگران چاپخانه ، تقسیم کنیم ، شاید که کتاب زودتر چاپ شود . آقای دکتر حسابی ، معتقد بودند که باید با سماجت پشتِ کار را گرفت ، تا به آخر برسد .
مساله دیگری که باید جدا مطرح شود و رسانه‌ها به آن توجه کنند ، این است که کاغذبازی یکی از عوامل مهم بازدارنده کارهای تحقیقاتی در ایران است ، که متاسفانه همیشه این مشکل ، بر سرراه محققین ایرانی وجود داشته و دارد و استاد هم ، از این موضوع واقعا رنج کشیدند و با آن مبارزه می‎‎‎‌‌‌کردند ، اما با کمال تاسف ، نفوذ و شخصیت ایشان هم نتوانست ، چاره‌ساز باشد .
به قول استاد حسابی ، محقق باید وسایل تحقیق را ، در اختیار داشته باشد تا برای یک خرید کوچک ، مجبور نباشد ، شش رنگ کاغذ پر کند . محقق نباید در چم و خم مسایل اداری اسیر شود !

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزیده‎یی از مصاحبه خبرگزاری فارس
با جناب آقای دکتر گلشنی
فیزیک‎دان نامی و نظریه‎پرداز ایرانی، پژوهشگر و مترجم،
استاد دانشگاه صنعتی شریف و عضو شورای انقلاب فرهنگی،
چهره ماندگار و برنده کتاب سال،
دارنده بزرگ‎ترین جایزه جهانی در زمینه علم و دین،
عضو انجمن استادان امریکا، عضو انجمن اروپایی علم و الهیات و عضو آکادمی علوم جهان اسلام
در مورد پروفسور حسابی

جناب ایشان، در بخشی از مصاحبه خود، بیان می‎کنند که خاطرات تلخشان معمولا در دانشگاه (صنعتی شریف) ؛ از رفتار نامهربانانه و غیر انسانی برخی از همکاران در آن دانشگاه بوده است و در پاسخ به اظهارات کذب یکی از شاگردان استاد حسابی و مدعی دانش فلسفه، به صراحت گفته‎اند :
"من پیش از شما، در دانشگاه و نزد استاد حسابی، درس می‎خواندم ؛ در زمان شما، دیگر جناب آقای دکتر حسابی تدریس نمی‎کردند ."
یعنی با شجاعت، گله‎مند عدم صداقت فرد مدعی، درباره شخصیت، منش، کنش و رفتار علمی و اجتماعی پروفسور حسابی، در هنگامه تدریس در کلاس‎های درسی دانشگاه (دانشکده علوم) می‎شوند .
ایشان، همچنین یادآور می‎شوند، که :
"جناب آقای دکتر حسابی، شخصی متفکر و بسیار عمیق بودند، و مانند هر استاد واقعی، انتظار داشتند، شاگردانشان، اول مقدمات را بخوانـند، و بعد، سر کلاس عمیق ایشان، حاضر شوند . "
آقای دکتر گلشنی می‎گویند :
"بهره علمی‎که ما، از آقای دکتر حسابی، می‎بردیم، بسیار ذی‎قیمت بود، زیرا ایشان، علم فیزیک را، خوب فهمیده بودند، و این چیزی بود، که در آن زمان، بسیار نادر بود ."
جناب ایشان همچنین، به ارتباط عمیق استاد، با فلاسفه و متفکرین کشور، مانند حضرت علامه جعفری، استاد بزرگ این مهم، در آن روزها، نام می‎بردند .

و با کمال تاسف، ابراز می‎دارند، که :
"بعضی کسان، در سال‎های اخیر، در مورد آقای دکتر حسابی، قضاوت‎های غیر منصفانه‎یی کرده‎اند ."
و در پاسخ به آن مغرضان می‎گویند :
"به نظر من، جناب پروفسور حسابی، نابغه بودند !
و حتی، یادآور می‎شوند که :
نوابغ بعدهای مختلف دارند ."
جناب دکتر گلشنی، آقای دکتر حسابی را، متفکری عمیق می‎نامند !
و در مورد پروفسور حسابی، با تاکید می‎گویند، که :
"حتی عمیق‎تر از همه هم‎دوره یی‎ها و همگنان خود بودند ."
آقای گلشنی، به این مدعیان، می‎آموزند، که :
سبک فیزیک آن روز، با امروز فرق داشت، و آن زمان، این انبوه مقاله‎نویسی که امروزه، رایج شده است، وجود نداشت .
و مجددا می‎فرمایند، که :
" آقای دکتر حسابی متفکری بزرگ بوده‎اند . "
و به شایستگی ریزبینی‎های خاص استاد در علم فیزیک و علوم و تحقیقات را، مورد قدردانی قرار می‎دهند .
و باز، در مقام مقایسه، تاکید می‎کنند که :
"چنین مشخصه ویژه‎یی را، در بقیه استادان بزرگ آن روز، ندیده‎اند ! حتی بین استادانی که واقعا خوب بوده‎اند !
جناب گلشنی، استاد حسابی را، متمایز و ممتاز می‎نامند . "
و در بیانی سنجیده و متوازن، بلافاصله نام پروفسور اینشتین را مطرح می‎کنند :
"اینشتین را فقط یک فیزیک‎دان نمی‎دانم، بلکه به عنوان یک فیزیک‎دان تحسین می‎کنم ."
یعنی درست همان ویژگی که، در مورد شخصیت پروفسور حسابی بیان کرده بودند .
و در ادامه سخنان خود، می‎گویند که :
" پروفسور اینشتین، چندین سوال بنیادی و اساسی را، در علم فیزیک مطرح کرد، که برخی از این سوالات فلسفی بود ."
و در همین قیاس متوازن می‎فرمایند :
" نابغه، کسی است، که زود می‎فهمد، به حاقّ مطلب پی می‎برد و سرنخ را، به نابغه بعدی می‎دهد . "

و در این مقایسه، همین ویژگی را، در شخصیت ابن سینای کبیر ایران عزیز خودمان، مانند شخص استاد حسابی برمی‎شمارند !

   
 
  Web site designed by Tafsirgaran Systems co. Copyright © 1969-2015 Professor Hessaby Foundation All rights reserved