خــــانه |  راهـنمای تـــارنما |  جستجو    
 
     
 
 

    تـازه های تــارنما  
 
   تور گردشگری منزل، موزه، کتابخانه ...
   بروشور موزه پروفسور حسابی
   دعوت نامه آیین بزرگداشت پروفسورحسابی
   تعیین ساعت ایران
   همایش یونسکو در بنیاد پروفسور حسابی
   فیلم های مصاحبه با پروفسور حسابی
   سخنرانی در سوگ درگذشت اینشتین
   بخشی از عضويت های استاد‎‎‎‌
   دیدگاهی بر تئوری پروفسور حسابی
   بزرگداشت سی صدمین سالگرد تولد نیوتن
   المپیک
   بورس پروفسور حسابی
   خرید زمین در کره مریخ
   تئوری استاد
   تزهای تقدیمی اساتید بزرگ به استاد ...
 
     رویدادهای تـــــازه  
 
  دعوت نامه بزرگداشت پروفسورحسابی 95
  کتابچه دعوت مراسم یادمان 95
  پوستر دعوت مراسم یادمان 95
 
 
 
 
 
 
 
     
     
         
 



  دعوت به مراسم یادمان

هنگام یادمان : پنج شنبه 20 شهريور 1393 از 8 بامداد تا نیمروز در خانه استاد : تهران ، تجريش ، چهار راه حسابی .
همياران : شهرداری تهران ، شهرداری منطقه یک (شمیران) و این بنياد .
قدرشناسی : نیک‎‎‎‌‌‌دلانه ، از بزرگواری‎‎‎‌‌‌ها ، دلسپردگی‎‎‎‌‌‌ها و پشتیبانی‎‎‎‌‌‌های آن وجود ارزشمند ، سپاس‎‎‎‌‌‌گزاری می‎‎‎‌‌‌نمايد .

 
 
     
 
بسم ا... الرحمن الرحيم

 
  به پشتوانه دلبستگی‎‎‎‌‌‌های ارزنده آن شخصیتِ کارآزموده و آرزومندِ سرافرازی‎‎‎‌‌‌ها ، سربلندی‎‎‎‌‌‌ها و پاسداشتِ سرمایه‎‎‎‌‌‌های بی‎‎‎‌‌‌همتای اجدادی ، سنجه‎‎‎‌‌‌های شایسته‎‎‎‌‌‌یی را ، از دیدگاه نکته‎‎‎‌‌‌سنج جنابعالی ، می‎‎‎‌‌‌گذراند :
استاد دکتر سید محمود حسابی ، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران ، بر این آور بودند ، که انقلاب عظیم اسلامی ، در ترازِ نخستِ بزرگ‎‎‎‌‌‌ترین انقلاب‎‎‎‌‌‌های جهانی ، گوهریست یکتا ؛ و سویه شایانِ آن : پشتیبانی‎‎‎‌‌‌های برادران و خواهرانمان (شهدا ، جانبازان ، رزمندگان ، آزادگان و ایثارگران) و دریایی از فداکاری‎‎‎‌‌‌ها و از خودگذشتگی‎‎‎‌‌‌های مردمی‎‎‎‌‌‌ عاشقِ امام ، و امامی‎‎‎‌‌‌ عاشقِ مردم ! و عشق که اساس آن ، سه اصل : محبت ، احترام و راستگویی است ! پایندانِ جاودانگیش‎‎‎‌‌‌ : استقلال ؛ بی‎‎‎‌‌‌نیازی از بیگانگان ! و ابزار آن : خودپایی ، استوار بر پژوهش و نوآوری ! و راه‎‎‎‌‌‌کارِ پیروزی آن : گرامیدنِ معلمین ، استادان و پژوهندگان ! و فراهم آوردنِ بی‎‎‎‌‌‌چون و چرای خواسته‎‎‎‌‌‌های مادی و معنوی آنان .

در پایه دوم ، در شگونِ پیوندِ ایران و اسلام عزیز ، با این آموزه ماندگار :"دل بده ، دل بستان" از خانم حائری ، همسر استاد ، و بازتابِ آن ، در این گفتارِ پروفسور حسابی : " اگر خواستید ، کسی ، شنوای شما باشد ، پیش از هر چیز ، به او نشان دهید ، دوستش دارید" و گواه آن : وحدتِ مبارکِ حوزه و دانشگاه ، در بیش از نیم سده ، در جلساتِ علمی ، دینی ، ادبی ، عرفانی و اخلاقی روزهای جمعه خانه استاد ، با بینشِ والایِآغازِ عطرآگینِ هر نشست ، با قرائتِ سوره و آیه‎‎‎‌‌‌یی از قرآن کریم و سپس ،گزیده‎‎‎‌‌‌یی از شاهنامه فردوسی با باشندگی برجسته‎‎‎‌‌‌ترین علما و بزرگانی چون : استاد شهید مرتضی مطهری ، استاد بزرگ علامه جعفری . . . و استادان ممتاز دانشگاه ، همچون : پروفسور پارسا ، پروفسور غفاری . . . و یا ، شعرایی مانندِ جنابِ فریدون مشیری ، حتا یک روده‎‎‎‌‌‌فروش (جنابِ شهباز) مُفَسّرِ مثنوی مولوی ، با جایگاهی بَس اندیشمندانه ؛ پس در اوجِ کامیابی‎‎‎‌‌‌های این سی و پنج سال ؛ امسال ، براساسِ تاکید مقام معظم رهبری ، بر امرِ"فرهنگ"، چه سنجیده و به‎‎‎‌‌‌جا ، که همان نگرشِ معنوی و ادبی را ، در آغازِ هر جشن ، همایش و یادمانی ، پیش گیریم ، تا چنین پیوندِ فرخنده‎‎‎‌‌‌یی ، روح و روانِ همه آرزومندانِ سرفرازی‎‎‎‌‌‌هایمان را ، شاد نماید .

در پایه سوم ، و در راستای نگاهبانی از داشته‎‎‎‌‌‌های نیاکانمان ، هنگامی‎‎‎‌‌‌که ایشان ، در دولتِ دکتر مصدق ، وزیرِ فرهنگ (امروزه : آموزش و پرورش ، آموزش عالی ، ارشاد ، اوقاف . . . و میراث فرهنگی) بودند ، یکی از شاگردانشان ، مدیرکل فرهنگ فارس ، در نامه سخت‎‎‎‌‌‌اوژندی ، می‎‎‎‌‌‌نویسد : شما ، چه وزیر و میراث‎‎‎‌‌‌دار فرهنگی ، که نشسته‎‎‎‌‌‌اید ، تا پاسارگاد و پرسه‎‎‎‌‌‌پولیس، نابود شود ! زیرا که ، در اینجا ، بساز و بفروش‎‎‎‌‌‌ها ، سنگ‎‎‎‌‌‌های سِتُرگ و تاریخی این دو سازه نمای بی‎‎‎‌‌‌مانند را ، برای پِی‎‎‎‌‌‌سازی ، به خانه‎‎‎‌‌‌هایشان می‎‎‎‌‌‌برند ! این مدیرِ دردْ آشنا ، به جای رنجش از آن تندی ، و یا چسبیدن به میزِ وزارت ، با هواپیمای دو نفره ارتشی ، رهسپارِ بیابانی در شیرازِ بی‎‎‎‌‌‌فرودگاه شده ، با درشکه‎‎‎‌‌‌یی ، به آنجا می‎‎‎‌‌‌روند ، و پس از دیدنِ این رویدادِ تلخ ، در سازواری با فرماندهِ هنگِ شیراز ، گروهانی را ، به پاسداری از آن سامان ، می‎‎‎‌‌‌گمارند ؛ و پس از بازگشت به تهران ، سازمان میراث فرهنگی را ، برپا ، و جایگزین اداره عتیقات ، که کارِ آن تنها نگاهداری نویافته‎‎‎‌‌‌های دیرینه بوده ، می‎‎‎‌‌‌نمایند .

پس چه شایسته و بایسته ، که در این سده ، همگام با دست‎‎‎‌‌‌اندرکارانِ گرانسنگِ این نظام عظیم ، که قریبِ به اتفاق ، به پشتوانه سه پُشته(نسل)کاری و آموزشِ هفتپشته استاد و دانشجوی این معلمِ خستگی‎‎‎‌‌‌ناپذیر و رنج‎‎‎‌‌‌کشیده از یک تا سه آوند (واسطه) از شاگردانِ پروفسور حسابی ، به شمار می‎‎‎‌‌‌آیند ، پذیرای این آموزه ایشان باشیم ،که : همان‎‎‎‌‌‌گونه ،‎‎‎‌‌‌که هیچ‎‎‎‌‌‌ فرزندِ خردمندی ، هشدارِ مادرش ، برای بالاپوشی به‎‎‎‌‌‌جا ، در هنگامه سرما را ، به پای دشمنی او نمی‎‎‎‌‌‌گذارد ! به جای دشمن پنداری ؛ سپاس‎‎‎‌‌‌گزارِکسی باشیم ! که بر ما ،خُرده می‎‎‎‌‌‌گیرد .

در پایه چهارم ، با دل‎‎‎‌‌‌ نهادن به این نگرشِ بنیادگذار دانشگاه و بسیاری از مراکز علمی ، آموزشی ، صنعتی ، فرهنگی و پژوهشی کشورمان که : "هر ایرانی نژاده‎‎‎‌‌‌یی ، تا زنده هست ، خودش به سرزمینش خدمت می‎‎‎‌‌‌کند ، و پس از پایان زندگی ، نوبت به استخوان‎‎‎‌‌‌هایش می‎‎‎‌‌‌رسد ! " خودِ ایشان در واپسین سال‎‎‎‌‌‌های زندگی و در اوجِ بیماری‎‎‎‌‌‌های دشوارِ قلبی در نگاهبانی از زیارتگاهی کهن(مقبره حاجیه طوبی‎‎‎‌‌‌خانم ، نیای مادریشان ، معلم قرآن و دارنده مکتبِ تعالیمِ دینی و فرهنگی) در تفرش ، با گذرانِ سه سال ، از آن داغانه ، خانه‎‎‎‌‌‌یی ابدی ساختند . ولی ، آه و زینهار ، که اداره ارشادِ شهر ، بی‎‎‎‌‌‌هیچ آزرم و باکی با یورشی شبانه به یادمانِ آرامگاهِ پروفسور حسابی ، دست یازید ، تا اداره‎‎‎‌‌‌یی نوساز داشته باشد ! پس بیهُده نیست ، که کشورهای همسایه جستجوگرِ هویتِ ملی ، دانشمندان ، هنرمندان ، شعرا و ادبای ما ، مانند مولانا . . . و دیگر فرهنگ‎‎‎‌‌‌آفرینانِ ایران زمین (پرشیا) را ، با ربایشی‎‎‎‌‌‌آشکار از آن خود می‎‎‎‌‌‌نمایند ، زیرا ما تماشاگرانی شده‎‎‎‌‌‌ایم ، دل نابسته و بی‎‎‎‌‌‌مهر به داشته‎‎‎‌‌‌های مادری !

در اینجا ، چشم بر همه این ناخرسندی‎‎‎‌‌‌ها بسته ، و به پاسِ بیست و دومین بزرگداشتِ این عاشقِ دانش و پژوهش و نوآوری به امیدِ تراوشِ مهری افزون ، نسبت به سرافرازی‎‎‎‌‌‌های این پـَهله (تمدن) هزاران ساله ، از آن وجود ارجمند ، خانواده و همیارانِ گرانمهر ، درخواست می‎‎‎‌‌‌نماید ، با هموندی پرارزشِ خود ، یادآورِ همه دلبستگی‎‎‎‌‌‌های عاشقانه ، به مامِ میهن باشیم ، تا روز به روز ، صفِ هم‎‎‎‌‌‌میهنانِ مهاجر و نخبگانِ چشم به راهِ پشتِ درِ سفارتخانه‎‎‎‌‌‌های اروپایی ، کانادا و امریکا را ، خلوت‎‎‎‌‌‌تر نماییم . انشاءا...


هنگام یادمان : پنج شنبه 20 شهريور 1393 از 8 بامداد تا نیمروز در خانه استاد : تهران ، تجريش ، چهار راه حسابی .
همياران : شهرداری تهران ، شهرداری منطقه یک (شمیران) و این بنياد .
تذکار : نظر به ضرورت انجام عملیات بازسازی مقبره استاد و عدم اختصاص کم‎‎‎‌‌‌ترین امکانات از سوی استانداری محترم ، ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی ، فرمانداری و شهرداری تفرش برای ایجاد فضایی آبرومند ، در محل این یادمان ، از برپایی نشست بُن‎‎‎‌‌‌دار و ادای این وظیفه فرهنگی ، ملی و اسلامی ، در شهر علم و دانش ایران ، بازماندیم .
قدرشناسی : نیک‎‎‎‌‌‌دلانه ، از بزرگواری‎‎‎‌‌‌ها ، دلسپردگی‎‎‎‌‌‌ها و پشتیبانی‎‎‎‌‌‌های آن وجود ارزشمند ، سپاس‎‎‎‌‌‌گزاری می‎‎‎‌‌‌نمايد .


بنياد پروفسور حسابی.

 
     
         
     
■ زندگی نامه     ■ فرهنگی     ■ پژوهشی - صنعتی     ■ گالری    
                       
» شرح زندگی     » چاپ و انتشار     » تئوری استاد     » گالری عکس    
» خانواده     » موزه     » مکانیک و هیدرودینامیک     » گالری فیلم    
» فرهنگی، هنری     » کتابخانه     » هوش مصنوعی     » گالری پوستر    
» تحقیقات     » فرهنگ ایرانی     » فیزیک ذرات بنیادی و حرارت     » تور مجازی بنیاد    
» کتاب ها     » مراسم و سخنرانی ها     » الکترونیک و اپتیک          
» رساله ها، مقالات و سخنرانی ها     » جوایز                
» موسسات     » نشست های علمی – فرهنگی بنیاد     ■ زیست محیطی          
» خدمات و مشاغل     » رسانه ها                
» دوستان، همکاران، شاگردان           » سازمان ملل، ارتقاء زیست محیطی بنیاد          
» نشان ها و مدارک بین المللی     ■ تازه ها     » فعالیت های زیست محیطی          
» کنفرانس ها و عضویت ها           » نشست های زیست محیطی          
» جملات برجسته استاد     » تازه های تارنما     » نمایشگاه های زیست محیطی          
» بورس پروفسور حسابی     » رویدادهای تازه     » فضای زیست محیطی بنیاد (عکس)          
 
         
طراحی سایت توسط تفسیرگران سیستم کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد پروفسور حسابی می باشد. 1395- 1348