خــــانه |  راهـنمای تـــارنما |  جستجو    
 
     
 
 

    تـازه های تــارنما  
 
   تور گردشگری منزل، موزه، کتابخانه ...
   بروشور موزه پروفسور حسابی
   دعوت نامه آیین بزرگداشت پروفسورحسابی
   تعیین ساعت ایران
   همایش یونسکو در بنیاد پروفسور حسابی
   فیلم های مصاحبه با پروفسور حسابی
   سخنرانی در سوگ درگذشت اینشتین
   بخشی از عضويت های استاد‎‎‎‌
   دیدگاهی بر تئوری پروفسور حسابی
   بزرگداشت سی صدمین سالگرد تولد نیوتن
   المپیک
   بورس پروفسور حسابی
   خرید زمین در کره مریخ
   تئوری استاد
   تزهای تقدیمی اساتید بزرگ به استاد ...
 
     رویدادهای تـــــازه  
 
  روز جهانی موزه (بهار 97)
 
 
 
 
 
 
 
     
     
         
 



  سالگرد پروفسور حسابی 1397

 
 
 
بسم ا... الرحمن الرحيم

 
 
سپاس خدای را برای آفرینش خواستاران خدمت و پیشرفت ، که به نیروی اراده و تلاش ، سرآمد و راهنمای کشور هستند و بنا بر نگرش آگاهان ، برجسته‎ترین آن‎ها ، معلمان ؛ و گواه آن در این سده ، پرسش از صدراعظم آلمان ، که چرا وزرای شما یک سوم معلمانتان حقوق می‎گیرند ؛ و پاسخ ماندگار خانم مرکل : زیرا که وزرای ما ، پرورش‎یافتگان



سپاس خدای را برای آفرینش خواستاران خدمت و پیشرفت ، که به نیروی اراده و تلاش ، سرآمد و راهنمای کشور هستند و بنا بر نگرش آگاهان ، برجسته‎ترین آن‎ها ، معلمان ؛ و گواه آن در این سده ، پرسش از صدراعظم آلمان ، که چرا وزرای شما یک سوم معلمانتان حقوق می‎گیرند ؛ و پاسخ ماندگار خانم مرکل : زیرا که وزرای ما ، پرورش‎یافتگان معلمانمان هستند ؛
و فراتر از آن ، این پرسش از پروفسور حسابی ، در دو سه سال پایانی زندگیشان ، که چرا برای ساخت آرامگاه خود در شهر نیاکانتان تفرش ، این‎قدر کوشش می‎کنید ، که فرمودند : شایسته است ، هر ایرانی متعهدی ، تا زنده هست برای سربلندی میهنش بکوشد ، ولی پس از آن ، این خویشکاری (وظیفه) بردوش استخوانهایش است ؛ و مُهر تایید این گفتار ، گرد آمدن باشکوه دانش-آموزان ، دانشجویان ، استادان و دانشخواهان از سراسر ایران و از هر ده و روستایی در خانه ابدی ایشان است ، تا نمودِ آن آرزوی سپند و راه و منش این معلم فرهیخته ، سختکوش و رنجکشیده باشد ، که با سه پُشته (نسل) کاری و تربیت هفت پُشته استاد و دانشجو و پایه‎گذاری علوم نوین ، مراکز دانشی بسیاری را ، پیشکش سرفرازی آیندگان نمودند .
انشاءا... با یاری دست‎اندرکاران ارزشمند نظام ، طرح جامع این آرامگاه ، که نماد فداکاری و نوآوری است ، روزی نقشی که خانه بزرگانی چون ویکتور هوگو و . . .آندره ژید در اروپا دارد را ، به جا ‎آورد ؛
از میان یادگارهای ارزنده استاد ، به سراغ انبوه نامه‎نگاری‎هایشان ، با نام‎آورترین دانشمندان و اندیشمندان تراز نخست فراملی(بور ، فرمی ، دیراک ، اینشتین و . . .) رفته ، در جست و جوی همدلی‎هایشان با آندره ژید ، فرزانه نویسنده بزرگ فرانسوی ، می‎خوانیم :
حسابی جوان ، دانشجوی دانشگاه سوربن ، و شیفته آفرینه‎های (آثار) آندره ژید ، پس از خوانش کتاب «برگ‎هايي‌ از خاطرات» او ، درشگفت می‎شوند ، که چرا چنین نویسنده ریزبین و نکته‎سنجی‌ ، در پرداختن به بسياري‌ كشورها ، تا دل افريقا ، پیش رفته ، اما ، نامی از پرشیا (پارس ، ایران) ، به میان نیاورده ، و با نگرشی یک سویه ، کار را به جایی رسانیده که آماده شده است : «جانش ‌را بدهد‌ تا همه ملل جهان را یکی کند .» یعنی شور میهن‎پرستی فرو ریزد و ، آرزوهای مردم ، در ابری تیره و تار فرو رود ؛ و دیگر ، مردمانی دل‌بسته به آب و خاکشان ، باقی نمانند ! مهندس حسابی آن روز ما ، به پشتوانه آموخته‎های عمیق فرهنگی در دامان مادر فداکارشان ؛ خانم گوهرشاد حسابی ، با شهامتی باورنکردنی ، پُردلانه و بی‎پرده به ژید می‎نویسند : «من هم ، آماده‎ام ، جانم را فدا کنم ، تا نگذارم جان باارزشِ شما ، فدای به‌هم‌ريختگي‎های فرهنگی ، و فرو رفتن ملت‎ها ، در گرداب آشفتگی‎ها و ناشناخته‎های‌ دهشتناکی شود ، که فرجامش ، لکهدار شدن آوازه بلندتان باشد . پس ای‎ كاش ، تنها به جهان‎داشته‎های خود (مستعمرات) ، در دل افریقا (الجزایر و . . .) نمی‎پرداختید ، به سراغ پرشیای کهن آمده و با کنکاشی در تاریخ هزاران ساله ما ، به این دیرینگی استوار ، دست می‎یافتید ، که چگونه ایرانیان آگاه و دلاور ، با تکیه بر زیربناهای سترگ پیشینیانشان ، در برابر تاخت و تازهای ددمنشانه قبایل خانمان-سوز و خانمانبراندازِ همسایه خود ، با از خودگذشتگی ایستادگی کرده ، جایگاه والای گذشتگان خویش را ، جاودان ، نگاه داشته‎اند .»

اما ، از آنجا که ، به قول سرکار خانم حائری ، همسر استاد : «هر چه از دل برآید ، لاجرم بر دل نشیند» ، ارایه این الگوی پایدار و کارآمد ، ژید بزرگ را ، به چنان کنکاشی در رویدادهای تاریخی امپراتوری پرشیا ، وا می‎دارد ، که به این اندیشه نیک ، لبیک گفته ، مینویسد : « نامه خوشقلم و سنجیده آن جوان راستین ، بهمانند راه‎کاری درست و بی‎چون و چرا ، مرا واداشت ، تا آشکارا ، از نگره خود : یکی کردن ملل ، چشم بپوشم . »
در پی این پذیرش دلنشین ، استاد جوان ما ، با دلگرمی بیشتر ، و در گامی فراتر ، به آن اندیشمند بزرگ می‎نویسند : «شما با پاسخ مهرآمیزتان ، مرا تشویق به یافتهیی گرانبهاتر نمودید ، تا آرزو ‎کنم ، با گذاردن قدمتان بر چشمانم (تعارفی شرقی و پر از مهر) در سفری به سرزمین مادری من ، افتخار میزبانیتان را ، ارزانیم دارید ، تا در جای جای این کشور پهناور ، شما را گواه این راستینگی نمایم ، که چگونه ، در درازای تاریخ ، هممیهنان دردآشنا و سلحشور من ، با به جای آوردن خویشکاری خود به بشریت ، یورش آن خون‎آشامان وحشی را (مغولها ، تاتارها ، ازبکها و . . .) با همه توان ، خرد کرده ، و در پای دیواره پهله ایرانزمین ، خاک نمودند ، تا شما بتوانید ، در سایه این آرامش و در این راهِ هموار شده برای غرب (باختر) ، از بذرهای گوهرین نهال دانش ، چنین درخت تناوری بسازید ! آنگاه ، در ازای این پایداری عاشقانه ، خواهم توانست ، از شما درخواست نمایم با بسیجی از علمای جهان (و نه پادشاهان و روسای جمهور) آن درخت پربار دانش و پژوهش را ، که به جبر تاریخ ، از ریشه آغازینش در پرشیا ، دور افتاده ، بار دیگر ، بر پایگاه دیرینه آن ، استوار نماییم ، تا ایران و غرب ، دست در دست هم ، در رشد و گسترش پژوهندگی و نوآوری ، همگام گردند .
هنگامی شایستگی این دل‎نوشته بی‎مانند ، رخ می‎نماید ، که آندره ژید ، این خواسته بهروزی‎آفرین را پذیرفته ، و امیدوار است ، ناخوشی‎ها و سنّ او ، پروانه چنین سفری را بدهد . و دلگشاتر آن‎که ، می‎نویسد : «چه خوب است بدانید ، شبهایی که بدون امیدی برای خوابی آرام و توانی برای کار در روز بعد ، به تختخواب میروم ، به کمک دیوان حافظ کبیر شما ، که به شکل شگفت‎انگیزی غزلیات برگزیده آن را ، به زبان من برگردان كرده‎اید ، آرامشی برای شبی آسوده و توانی برای حرکتی تازه را می‎یابم ! ؟»
آری این همان میوه عشق است ، که به آور(زعم) پروفسور حسابی ، با سه شاخصه : محبت ، احترام و راستگویی ، قلب‎ها را ، می‎رباید ! پس به همین آویزه خجسته ، چشم امید بنیاد پروفسور حسابی ، به یاری‎رسانی آن وجود گرانمایه می‎باشد ، تا با برون‎سپاری و گسترانیدن صدها و صدها ، یادگار این استاد عشق هم‎وطنتان ، کاری کنید کارستان ، تا با چنین دست‎آورد سرسبز و دلبستگی‏‎آفرینی ، مانع مهاجرتهای نگون‎بار گریبان‎گیرمان شده ، و صد البته ، سرمشق تلاش و خستگی‎ناپذیری ، برای آینده‎سازان و آرزومندان سرافرازی‎های این سرزمین سپند باشیم .
اما ، شهریور ماه هر سال ، با شور فراوان ، هنگام و مکانِ برگزاری این گردهم‎آیی در تجریش (منزل استاد) و تفرش (خانه ابدی استاد) را به آگاهی اندیشمندان، دوستداران و علاقمندان استاد می‎رساندیم ، تا اندیشه و بینش استاد دکتر سید محمود حسابی ، افق روشن خادمان ایران زمین باشد ، ولی با وجود پیگیری‎های شبانه‎روزی ، تنها با دریافتِ دلسوزی‎های تعارف‎گونه انگشت‎‎شماری از مسئولان مربوط ، روبرو شدیم ، تا در اوج آرزوهای قلبیمان ، نتوانیم این بزرگْ آیین فرهنگی را ، برپا داریم !

بنياد پروفسور حسابی


 
     
         
     
■ زندگی نامه     ■ فرهنگی     ■ پژوهشی - صنعتی     ■ گالری    
                       
» شرح زندگی     » چاپ و انتشار     » تئوری استاد     » گالری عکس    
» خانواده     » موزه     » مکانیک و هیدرودینامیک     » گالری فیلم    
» فرهنگی، هنری     » کتابخانه     » هوش مصنوعی     » گالری پوستر    
» تحقیقات     » فرهنگ ایرانی     » فیزیک ذرات بنیادی و حرارت     » تور مجازی بنیاد    
» کتاب ها     » مراسم و سخنرانی ها     » الکترونیک و اپتیک          
» رساله ها، مقالات و سخنرانی ها     » جوایز                
» موسسات     » نشست های علمی – فرهنگی بنیاد     ■ زیست محیطی          
» خدمات و مشاغل     » رسانه ها                
» دوستان، همکاران، شاگردان           » سازمان ملل، ارتقاء زیست محیطی بنیاد          
» نشان ها و مدارک بین المللی     ■ تازه ها     » فعالیت های زیست محیطی          
» کنفرانس ها و عضویت ها           » نشست های زیست محیطی          
» جملات برجسته استاد     » تازه های تارنما     » نمایشگاه های زیست محیطی          
» بورس پروفسور حسابی     » رویدادهای تازه     » فضای زیست محیطی بنیاد (عکس)          
 
         
طراحی سایت توسط تفسیرگران سیستم کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد پروفسور حسابی می باشد. 1395- 1348