خــــانه |  راهـنمای تـــارنما |  جستجو    
 
     
 
 

    تـازه های تــارنما  
 
   تور گردشگری منزل، موزه، کتابخانه ...
   بروشور موزه پروفسور حسابی
   دعوت نامه آیین بزرگداشت پروفسورحسابی
   تعیین ساعت ایران
   همایش یونسکو در بنیاد پروفسور حسابی
   فیلم های مصاحبه با پروفسور حسابی
   سخنرانی در سوگ درگذشت اینشتین
   بخشی از عضويت های استاد‎‎‎‌
   دیدگاهی بر تئوری پروفسور حسابی
   بزرگداشت سی صدمین سالگرد تولد نیوتن
   المپیک
   بورس پروفسور حسابی
   خرید زمین در کره مریخ
   تئوری استاد
   تزهای تقدیمی اساتید بزرگ به استاد ...
 
     رویدادهای تـــــازه  
 
  دعوت نامه بزرگداشت پروفسورحسابی 95
  کتابچه دعوت مراسم یادمان 95
  پوستر دعوت مراسم یادمان 95
 
 
 
 
 
 
 
     
     
         
 



  ناصر مقبلی :

* قدر بزرگان خود و زحمات آن‎‎‎‌‌‌ها را بدانیم و به آن‌ احترام بگذاریم .
* باز هم تاکید می‎‎‎‌‌‌کنم ، که اگر می‎‎‎‌‌‌خواهید این مملکت باقی بماند ، قدر بزرگان خود و به ویژه نوآوران زحمتکشمان را ، بدانیم و به آنان احترام بگذاریم .





 
 
     
 



 
  اخیرا ، باز هم همان چند نفر همیشگی که داشته‎‎‎‌‌‌های زندگی خود را به طور مستقیم و غیرمستقیم از پروفسور حسابی دارند ، در سایت‌هایی با عنوان‎‎‎‌‌‌های متفاوت ، نکات سخیفی را ، در مورد این استاد برجسته نوشته‎‎‎‌‌‌اند ، که مورد اعتراض مردم قدردان کشورمان ، قرار ‎‎‎‌‌‌گرفته است ، ولی جناب آقای ناصر مقبلی ، یار و یاور استاد در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ، که طی سال‎‎‎‌‌‌های متمادی ، نزدیک‎‎‎‌‌‌ترین همکار ایشان و شاهد بسیاری امور مرتبط بوده‌اند ، نقاط‎‎‎‌‌‌ نظر روشنگرانه خود را ، برای بنیاد پروفسور حسابی ، ارسال نمودند ، که براساس اتفاق نظر همکاران و هیئت امنای بنیاد ، به این نتیجه رسیدیم ، بخش‎‎‎‌‌‌هایی از نکات مطروحه ایشان را به اطلاعتان برسانیم :

ناصر مقبلی : قدر بزرگان خود و زحمات آن‎‎‎‌‌‌ها را بدانیم و به آن‌ احترام بگذاریم .
من حدود 25 سال پیوسته در کنار استادِ همه ما ، جناب آقای دکتر محمود حسابی بوده‎‎‎‌‌‌ام و با وجودی‎‎‎‌‌‌که مثل خود ایشان ، هیچ علاقه‎‎‎‌‌‌یی برای وارد شدن به چنین بحث‎‎‎‌‌‌هایی ندارم ، ولی حیفم آمد ، که نکته‎‎‎‌‌‌هایی را که از نزدیک شاهد بودم را ، بازگو ننمایم .
ضمن این‎‎‎‌‌‌که به شدت معتقدم ، آقای دکتر حسابی نیازی به بزرگ کردن و به قول بعضی ، احتیاج به بزرگ‎‎‎‌‌‌نمایی ندارند ، زیرا ، جناب استاد حسابی ، خودشان به قدر کافی بزرگ هستند و خدمات بی‎‎‎‌‌‌بدیلشان ، پاسخگوی همه چیز می‎‎‎‌‌‌باشد . البته باید ممنون آقای مهندس ایرج حسابی هم بود که در حفظ یاد و خاطره پدر سهم بسیار بزرگی داشته‎‎‎‌‌‌اند و ای کاش ، که دیگران نیز در این موارد ، همتی کنند تا یاد استادان ارجمندی مثل آقایان : دکتر هشترودی ، دکتر شیبانی ، دکتر جناب ، دکتر خمسوی و بسیاری دیگر که ذکر نامشان به درازا می‎‎‎‌‌‌کشد ، زنده نگاه داشته شود .
در سال 1339 پس از اخذ لیسانس فیزیک (به اصطلاح امروز کارشناسی‎‎‎‌‌‌ فیزیک) به عنوان شاگرد آقای دکتر و با صلاح‎‎‎‌‌‌دید ایشان ، به استخدام آزمایشگاه‌های اپتیک درآمدم .
در آن سال ، خانم خشکبارچی و بعد از ایشان ، آقای دکتر اهرابی ، این آزمایشگاه‎‎‎‌‌‌ها را اداره می‎‎‎‌‌‌کردند که با آمدن من خانم خشکبارچی ، تقریبا بدون فاصله و آقای دکتر اهرابی ، پس از دو ماه برای تحصیل و تخصص هسته‌ای (اتمی) به سوئد و فرانسه رفتند .
منظور از طرح این موضوع ، این مهم است که آقای دکتر حسابی با این‎‎‎‌‌‌که پس از رفتن خانم خشکبارچی برای تحصیلات بالاتر ، تنها مانده و اداره آزمایشگاه برایشان ، دشوار می‎‎‎‌‌‌شد ، هیچ گونه منع و مخالفتی برای ادامه تحصیل چنین بانویی نداشتند که هیچ ، بلکه همواره مشوق تحصیلات بالاتر ایشان و سایر دانشجویان ، چه پسر چه دختر بودند .
حتی در مقاطعی آزمایشگاه‎‎‎‌‌‌های اپتیک از خدمات ذی‎‎‎‌‌‌قیمت زنده‎‎‎‌‌‌یاد خانم نیره حمزه و یا همین خانم صدیقه معینی که اکنون در دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی تدریس می‎‎‎‌‌‌کنند و یا خانم مهرانگیز طالب‎‎‎‌‌‌زاده و تعدادی دیگر (بانوانی که نزد استاد تحصیل کرده بودند) برخوردار بوده و برای سال‎‎‎‌‌‌ها در آزمایشگاه ، استاد را همراهی می‎‎‎‌‌‌کردند که نشان بارزیست از بی‎‎‎‌‌‌اساس بودن اتهام مخالفت ایشان برای تحصیلات عالیه بانوان .
آقای دکتر ، همواره مشوق ادامه تحصیلات افرادی بودند که با ایشان ، یا زیردست‎‎‎‌‌‌شان همکاری داشتند ، که علی‎‎‎‌‌‌رغم دست تنها ماندن کمال همکاری را ، برای پیشرفت آن طرف (همکارشان) مبذول می‎‎‎‌‌‌داشتند .
به این معنا ، که استاد با وجود حساسیت بسیار زیادی که همیشه برای انجام دقیق و درست کارهای عملی دانشجویان داشتند و خیلی خیلی طول می‎‎‎‌‌‌کشید تا کسی آموخته کامل آن کارها با حساسیت‎‎‎‌‌‌های ایشان در آزمایشگاه و کارگاه بشود ، تاکید می‎‎‎‌‌‌کنم هیچ‎‎‎‌‌‌گاه و در هیچ شرایطی ، مانع ادامه تحصیلات و پیشرفت همیارانشان نشدند.
به ویژه ، در مورد بانوان دانش‌آموخته فیزیک کشور که نزد ایشان کار می‎‎‎‌‌‌کردند مانند خانم حمزه ، خانم صدیقه معینی ، خانم زهرا معینی، خانم طالب زاده، همچنین آقایانی مثل آقای دکتر توسلی و اینجانب که همگی فوق لیسانس خود را هم ، در خدمت آقای دکتر حسابی گذراندیم .
به هر روی ، موقع آمدن من و رفتن آقای دکتر اهرابی اداره آزمایشگاه‎‎‎‌‌‌های اپتیک برعهده منی که تازه از پشت میز دانشکده برخاسته و پشت میز مسئول آزمایشگاه نشسته بودم ، قرار داده‎‎‎‌‌‌ شد .
در آن ایام ، آقای دکتر حسابی به نوشتن کتاب دیدگانی فیزیکی مشغول بودند ، که پی‎‎‎‌‌‌گیری این کارها هم که به نیمه رسیده بود ، به من سپرده شد .

اما در مورد به روز بودن تدریس استاد :
آقای دکتر حسابی به اعتبار تسلطی که به زبان‌های آلمانی ، فرانسوی و انگلیسی داشتند با هزینه شخصی مجلات و کتاب‌های جدید علمی را به بهترین مراکز و منابع علمی جهان ، سفارش می‎‎‎‌‌‌دادند تا با مطالعه آن‎‎‎‌‌‌ها ، همواره از علوم جدید باخبر باشند .
در بیشتر اوقات کتب و مجلات را برای استفاده و مطالعه همکارانشان در اختیار کتابخانه دانشکده یا در دفتر خودشان قرار می‎‎‎‌‌‌دادند (1) که بسیاری از آن‎‎‎‌‌‌ها هم اکنون در کتابخانه دانشکده فیزیک گویای این روحیه استاد است .
 _________________________________________________________________

(1) دریغا که پس از درگذشت استاد ، کوشش‎‎‎‌‌‌های خانواده و بنیاد پروفسور حسابی ، برای حفظ این دفتر ، به مثابه موزه میراث علمی ، به جایی نرسید و آن آرشیو دانشی ، توسط یکی دو نفر از اعضای نمک خورده و نمکدان شکسته و البته شناخته‎‎‎‌‌‌شده گروه تا آخرین برگ ، به تاراج و یغما رفت ، یا ، شاید بهتر باشد بگوییم ، به گرو گرفته شد ، به این خیال ، که صدایمان علیه آنان در نخواهد آمد ، به‎‎‎‌‌‌خصوص ، پس از بازنشستگی جناب آقای دکتر فرخی ، رییس وقت گروه فیزیک و معاون ایشان ، جناب دکتر شکیب ، که هر دو بزرگوار ، از شاگردان و همکاران اصلی استاد بودند . انشاا ... دولت و مسئولین دلسوز ، مددی کنند ، تا این ثروت ملی ، برای سرزمین مادری ، باز پس گرفته شود ، و این اسناد در اختیار آرشیو ملی ، فرهنگی و علمی کشورمان قرار گیرد ، چرا که هر برگ از آن سندها ، نه تنها ، پاسخ محکمی است ، به یاوه‎‎‎‌‌‌گویان ، بلکه ، اندوخته‎‎‎‌‌‌یی است ، شایسته اتکا ، برای آیندگان و از آن مهم‎‎‎‌‌‌تر ، اعتماد و آبرویی است ، که لازم است ، هر طور شده ، در دسترس نسل‎‎‎‌‌‌های بعد و سربلندی‎‎‎‌‌‌آفرینان کشور عزیزمان ، قرار گیرد .
آوردن موضوعات و مباحث نوین در فیزیک ، مثل دروس هسته‌ای و بسیاری دروس دیگر که به اپتیک ارتباطی نداشت و فقط به قصد به روز نگاه داشتن سطح علم در کشور بود را ، نیز به عهده می‎‎‎‌‌‌گرفتند ، که زبانزد همگان بود .
در پیش قدمی استاد در علوم نوین به ویژه فیزیک ، یادآور می‌شود ، که پس از کتاب دیدگانی فیزیکی ، کتاب نگره کاهنربایی و سپس کتاب حالت جامد را ، موقعی نوشتند و در اختیار دانشجویان فیزیک قرار دادند ، که این دروس به تازگی در "جهان توسعه‌یافته" تدریس می‌شد .
در بسیاری از دانشگاه‌های تراز نخست جهان فیزیک حالت جامد به تازگی مطرح شده بود ولی آقای دکتر همان موقع ، رساله‎‎‎‌‌‌ای برای تدریس این مبحث جدید برای دانشجویان ، آماده کرده و مشغول نوشتن کتاب این درس جدید فیزیک بودند .

و اما نکته‎‎‎‌‌‌ای از سخاوت ایشان در به روز نگاه داشتن همکارانشان :
همان‎‎‎‌‌‌طور که توضیح دادم ، با وجود آن‎‎‎‌‌‌که حضور من درآزمایشگاه ، برای استاد به واسطه ارزشی که برای کار عملی قایل بودند ، مهم بود ، ولی به تشویق خود ایشان برای تحصیلات تخصصی در زمینه لیزر که می‌رفت تا موضوع روز در جهان بشود ، به انگلستان رفتم .
به این ترتیب بار سنگین مسئولیت و وظایف من به گردن ایشان و سایر همکاران افتاد ولی آینده بهتر و دانش‎‎‎‌‌‌اندوزی من برای استادم ، ارزش نخست داشت .
باز هم می‎‎‎‌‌‌گویم که آقای دکتر حسابی ، از هیچ کمکی برای ادامه تحصیل اطرافیان خود ، دریغ نمی‌کردند .
این مطلب را از آن جهت مطرح کردم که عنوان شده بود ، ایشان در میدان ندادن و گوشه‌گیری شاگردانشان که بعدها ، با کمک خودشان ، همکارشان شده بودند ، مثل آقای دکتر خمسوی ، موثر بوده‌اند .
در‌صورتی‎‎‎‌‌‌که سال‎‎‎‌‌‌ها شاهد بودم ، جناب دکتر حسابی ، نه تنها ، هرگز از حمایت آقای دکتر خمسوی و همچنین بی‎‎‎‌‌‌شماری از شاگردان و همکارانشان دریغ نکردند ، بلکه احترام زیادی برای همه آن‎‎‎‌‌‌ها ، به خصوص ، دکتر خمسوی ، قایل بودند و همیشه در تایید مقام علمی ایشان ، پیش‌قدم می‎‎‎‌‌‌شدند .
حتی ، به من فرمودند : که اگر در مطالعه کتابی ، به مشکلی برخوردم ، که نیاز به مشورت داشتم ، بدون تردید ، ابتدا به دکتر خمسوی مراجعه کنم .
باز در جای دیگری از روی دلسوزی و علاقه ، نکته‎‎‎‌‌‌یی را ، با غصه فراوان در مورد آقای دکتر خمسوی می‌فرمودند که ایشان ، مطالب تحقیقی را ، که به عقیده آقای دکتر حسابی ، بی‎‎‎‌‌‌نظیر بود ، برای انتشار ، به چاپخانه دانشگاه تهران می‌دهند ، ولی متاسفانه ، چون با تعلل و امروز و فردا کردن مواجه می‌شوند ، نوشته‎‎‎‌‌‌هایشان را پس می‌گیرند و از چاپ کتاب منصرف می‌شوند و دیگر هیچ وقت سراغ انتشار هیچ کتابی نمی‌روند .
این مطلب را جناب آقای دکتر حسابی ، با ناراحتی بسیار از عدم احترام و ارزش‎‎‎‌‌‌گذاری به استادان برجسته‎‎‎‌‌‌یی ، مثل آقای دکتر خمسوی ، بیان می‎‎‎‌‌‌کردند .
نکته دیگری از اعتقاد جناب آقای دکتر حسابی به جناب خمسوی را ، یاد‌آور شوم : یک‌ بار استاد ، امتحان درس اپتیک را ، به صورت کتبی ، انجام داده و ورقه‌های امتحانی را ، برای تصحیح ، گرفته بودند ، ولی ناگهان یک مسافرت علمی ، برای ایشان پیش آمد ، که می‎‎‎‌‌‌باید در کنفرانسی که در اروپا یا امریکا بود ، شرکت می‌کردند .
ولی چون نگران بودند ، که ممکن است ، این مسافرت به درازا بکشد و دانشجویان ، سرگردان نمره‌هایشان شوند ورقه‌های امتحانی را ، در اختیار آقای دکتر خمسوی گذاشتند تا ایشان پس از تصحیح ، به هر ترتیب که صلاح می‌دانند ، نمره‌ها را از طرف ایشان به دفتر گروه ، تحویل بدهند ، که این بزرگ‎‎‎‌‌‌ترین نشانه ارتباطات خالص علمی و نیز اعتماد شخصی این دو استاد است .
پس از مدت نزدیک به دو سال ، یعنی حدود سال 1346 موقع مراجعتم به ایران ، متوجه شدم ، آقای دکتر حسابی ، کتاب دیدگانی کوانتیک را با موضوعات روز علمی فیزیک ، مانند : لیزر و همچنین میزر ، در دست نگارش دارند .
در حالی‎‎‎‌‌‌که در آن زمان اسمی از چنین مباحث جدیدی در کتاب‎‎‎‌‌‌های درسی و دانشگاهی ، حتی در همان کشور پیشرفته‌یی که من تحصیل و تحقیق می‌کردم ، در میان نبود و یا تازه مطرح شده بود .
خلاصه این که ، استاد حسابی ، همواره با پیشرفت‌های علمی ممالک پیشرفته ، هم قدم بودند و با حساسیتی ویژه اصرار داشتند ، تا جایی که می‎‎‎‌‌‌شود ، خلاء به وجود آمده در علم فیزیک یا دیگر علوم نوین را ، شخصا ، در کشور خودشان پر کنند .
اما ، در مورد حساسیت آقای دکتر به کار آزمایشگاهی :
ایشان ، در مورد آشنایی دانشجویان با کار عملی در آزمایشگاه و نزدیک شدن با تحقیقات ، به صورت عینی و عملی ، به همان اندازه و هم تراز مباحث نظری ، حساس بودند و به همین دلیل هم‎‎‎‌‌‌ اغلب وسایل آزمایشگاهی نوین را ، از مراکز روز جهانی ، تامین می‎‎‎‌‌‌کردند و در دسترس ما و دانشجویان می‎‎‎‌‌‌گذاشتند ، تا تنها با محفوظات آموخته نگردیم ، بلکه علوم نوین را ، عملا بیاموزیم .
به همین واسطه ، ایشان چنان به راه‎‎‎‌‌‌اندازی آزمایش‎‎‎‌‌‌های جدید و کارهای نو و تحقیقاتی علاقه وافری داشتند ، که اغلب ، بعد از این که دانشجویان ، دبیران ، استادیارها و دانش‌یارهایشان ، پس از یک کار تمام وقت ، که کل روز در آزمایشگاه در جریان و مثلا تا ساعت 5 بعدازظهر ، به طول انجامیده بود و همگی از پله‎‎‎‌‌‌های دانشکده علوم پایین می‎‎‎‌‌‌رفتند که برای استراحت به منزل بروند ، ایشان برای بررسی آزمایش‎‎‎‌‌‌های جدید ، از پله‎‎‎‌‌‌ها بالا می‎‎‎‌‌‌آمدند !
به طور خلاصه ، استاد اقدامات علمی و آموزشی بسیار ارزنده‎‎‎‌‌‌یی ، انجام داده‌اند ، که یکی از آن‌ها ، برای افتخار یک نفر ، در تمام عمر ، کافی است .
به هر روی ، استاد حسابی ، از جمله افراد نادری بودند ، که در پیشرفت و به روز نگاه‌داشتن وجهه و زمینه علمی کشور ، خدمات بسیاری را به ثمر رساندند و برماست که قدر بزرگان خود را ، پاس بداریم و ارزش زحمات و مرارت‎‎‎‌‌‌هایی‎‎‎‌‌‌که این استاد بزرگوار و نوآور کشورمان ، در این زمینه کشیده‎‎‎‌‌‌اند ، محترم و محفوظ بماند .
در امر به روز بودن آقای دکتر حسابی و به روز نگاه‌داشتن کادر علمی گروه فیزیک و حتی ، دانشجویان مثالی می‎‎‎‌‌‌آورم :
در همان سال‌ها ، پروفسور مارشال ، استاد اپتیک دانشگاه پاریس ، که مانند بسیاری از دوستان جناب دکتر از استادان برجسته جهان بودند ، به دعوت ایشان به ایران آمدند و در نشست‎‎‎‌‌‌های علمی و کنفرانس‎‎‎‌‌‌هایشان ، مطالبی نو ، مانند تمایز فاز و کاربردهای آن ، گراش نمایی و پالایش تصاویر را ، ارایه ‎‎‎‌‌‌نمودند .
ما به عینه می‎‎‎‌‌‌دیدیم ، تمام این مطالب نوکه توسط آن استاد خارجی در آن کنفرانس ، به عنوان یک پدیده جدید ، ارایه می‎‎‎‌‌‌شود ، در کتاب درسی دیدگانی فیزیکی جناب دکتر ، آورده شده است و همین امر باعث تعجب ما و تقدیر استادان مدعو ، قرار گرفت و این مطلب ، در گروه فیزیک ، تحسین همه همکاران را ، به دنبال داشت .
اجازه بدهید برگردیم به شخصیت خود جناب آقای دکتر حسابی و مشخصاتشان :
استاد دکتر حسابی ، شخصیتی موقر ، متین ، خوش برخورد ، مهربان ، کم حرف ، نکته‎‎‎‌‌‌سنج ، دقیق و بسیار پرکار بودند .
استاد ، سرکلاس به ما می‌آموختند ، که نه تنها موقع سئوال‎‎‎‌‌‌کردن ، بلکه قبل از هر صحبتی ، خوب فکرکنید .
خودشان هم عینا ، پس از شنیدن سوال و یا مطلب مورد نظر ، با دقت زیاد ، فکر می‎‎‎‌‌‌کردند و پس از اندیشه‎‎‎‌‌‌ کافی و تاملی بایسته ، پاسخ را ، با طمانینه و حوصله کامل ، به طرف مقابل می‎‎‎‌‌‌دادند .
چارچوب آموزش ایشان به دانشجویان و همکارانشان ، ارزش تفکر قبل از جواب و درک درست موضوع و نه فرعیات آن بود . بنابرهمین اصول ، حتی در مورد خودشان می‎‎‎‌‌‌گفتند :
" که اگر نتوانم به سئوالی که مطرح می‎‎‎‌‌‌شود ، پاسخ دقیق بدهم ، بهتر است بگویم نمی‌دانم ! هیچ اهمیت ندارد ، چون بالاخره ممکن است ، یک نفر دیگر پیدا ‌شود تا جواب ‌صحیح را بدهد ."
البته منظور استاد این بود ، که جواب نادرست و غیردقیق دادن ، عملی غیر قابل بخشش و پاسخ درست و دقیق به پرسش‎‎‎‌‌‌کننده از درجه اول اهمیت‎‎‎‌‌‌ ، برخوردار است .
و اما در مورد شاگردان برجسته استاد :
از جمله دانشجویان ممتازی که درس‌های اختیاری آقای دکتر را ، که دیگران جرات نمی‎‎‎‌‌‌کردند ، به طرف آن‌ها بروند ، انتخاب می‌کردند و جملگی فوق لیسانس خود را ، با ایشان گذراندند و افراد فوق‌العاده ساعی و باهوشی بودند ، می‌توان از آقای دکتر پرنیان‌پور ، آقای دکتر اهرابی ، به خصوص خانم‎‎‎‌‌‌ها : خانم طالب‌زاده ، خانم صدیقه معینی ، خانم زهرا معینی و خانم نیره حمزه (که به ‌علت تصادف بسیار سختی که داشتند تحصیلاتشان در انگلستان ، ناتمام ماند) نام برد .
از جمله این خانم‎‎‎‌‌‌های دانشجوی مستعد، می‎‎‎‌‌‌توان از خانم دکتر طریان نام برد ، که همیشه مورد احترام و علاقه استادمان بودند و تحصیلات تکمیلی خود را در فرانسه ، در رشته نجوم و ستاره‌شناسی با راهنمایی و هدایت خود استاد ، انجام دادند .
ایشان در مراجعت ، با صلاح‌دید جناب دکتر ، به آقای دکتر کشی‎‎‎‌‌‌افشار ، معرفی شدند و از آنجا که دکتر کشی‎‎‎‌‌‌افشار هم ، خودشان از دانشجویان بسیار خوب استادمان بودند و بعدها با پی‎‎‎‌‌‌گیری‎‎‎‌‌‌های خود استاد حسابی ، رییس مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران شدند ، خانم طریان را به پیشنهاد آقای دکتر، سرپرست رصدخانه فیزیک خورشیدی در موسسه ژئوفیزیک کردند ، که خدمات زیادی در این زمینه انجام دادند ، و لقب بانوی آفتاب ایران ، واقعا زیبنده ایشان است .
خانم دکتر طریان ، به رک‌گویی و صراحت لهجه زبانزد بودند ! از جمله خاطراتی که از ایشان دارم این است :
زمانی به دلایلی ، دوستانی از مدرسه عالی پاریس و جاهای دیگر به گروه فیزیک آمده یا آورده شده بودند ، که یکی از آن‌ها ، دوست داشت ، در همه کارها ، دخالت کند ، که این کار ، تشنج‌های زیادی در گروه فیزیک ، ایجاد می‎‎‎‌‌‌کرد .
این شخص ، یک‌بار در جلسه شورای عمومی گروه ، عنوان کرده ‎‎‎‌‌‌بود : که تعداد کادر علمی گروه زیاد است و عده‌یی درس ندارند ، بنابراین ، چرا وقتی آقای دکتر حسابی ، بازنشسته شده‌اند ، باید یک مربی ، درس ایشان را تدریس کند ؟ ! که منظورش من بودم !
یک‌باره خانم دکتر طریان با جسارت تمام در پاسخ ایشان با پرخاش گفته ‎‎‎‌‌‌بودند :
" آقای مقبلی ، سال‌ها به خوبی از عهده درس اپتیک برآمده‌اند و هیچ حرف و حدیثی هم نبوده است ، دانشجویان هم همگی راضی بوده‌اند و اگر اشکالی درکار بود ، خود دکتر حسابی ، اشکال می‎‎‎‌‌‌گرفتند ، بنابراین ایشان ، کماکان این درس را ، تدریس خواهند کرد . "
بعد از این برخورد قاطع و مناسب خانم طریان ، دیگر کسی حرفی از این موضوع‌ نزد و ادعایی نکرد و تا زمانی‎‎‎‌‌‌که بازنشسته شدم ، فیزیک دیدگانی را ، تدریس کردم .
جناب آقای دکتر حسابی ، پس از بازنشستگی ، براساس همین اعتقاد و جدیت و احترامی که شاگردانشان مثل خانم دکتر طریان ، برایشان قایل بودند ، تدریس یکی دیگر از دروس خود ، یعنی نگره کاهنربایی را ، برعهده آقای دکتر برکشلی نهادند ، که این‌ها همه خط مشی‌ها و آموزش‎‎‎‌‌‌های استادمان بود ، که همچنان برقرار باقی‎‎‎‌‌‌ ماند .
اجازه بدهید یک خاطره دیگر از همان آقای پروفسور مارشال برایتان بگویم که وقتی به ایران آمدند ، آقای دکتر ، یک شب ایشان را ، به رستوران خیلی معروفی در خیابان تخت جمشید یا آیت ا... طالقانی امروزی ، دعوت کردند ، و به من هم گفتند ، که شما هم بیایید .
وقتی به آن رستوران رفتم ، دیدم که خانم دکتر طریان هم به دعوت جناب آقای دکتر آمده‎‎‎‌‌‌اند .
منظورم این است ، که افراد زیادی بودند که زبان فرانسوی خوب می‌دانستند ، ولی آقای دکتر حسابی ، خانم دکتر طریان را ، ترجیح داده بودند .
حتی ، پیش غذای خاویار ، آن‌هم از نوع طلایی را ، خوب به خاطر دارم . البته ، هرچه آقای دکتر به من تعارف کردند ، به دلیل بوی خاصش نخوردم ؛ ولی از شما چه پنهان ، بعدها از این قضیه بسیار پشیمان شدم ، زیرا یک فرصت استثنایی را ، از دست داده بودم ! چون دیگر حالا خیلی گران شده است .
خانم دکتر طریان ، همیشه از آقای دکتر حسابی به نیکی یاد می‌کردند ، حتی موقعی که در خانه سالمندان بودند ، و با پای گچ گرفته به دیدارشان رفته بودم ، با دیدن من ، فورا از استاد ، ذکر خیری به میان آوردند .
خود من ، یک ‌سال و نیم ، بورس مطالعاتی در انگلستان داشتم و آقای دکتر حسابی ، که همیشه پی‎‎‎‌‌‌گیر کارهای دانشجویانشان بودند ، از طریق مکاتبه ، از جریان کارهای من نیز ، خبر می‎‎‎‌‌‌گرفتند .
پس از اتمام بورس ، که قصد برگشتن به ایران داشتم ، استاد را ، در جریان گذاشتم ، که ایشان نیز فورا ، برای جلوگیری از ایجاد وقفه در تحصیلاتم ، نامه‌یی برای همین پروفسور ‎‎‎‌‌‌مارشال ، دوستشان ، که همان‎‎‎‌‌‌طور که گفتم از استادان برجسته دانشگاه پاریس بودند ، نوشتند و فرمودند : " پیش ایشان برو و حوصله کن ، پشتِ کارَت را بگیر و به تحصیلاتت ادامه بده و بعد که درست تمام شد ، برای خدمت بیشتر ، به ایران بازگرد . "
ولی متاسفانه ، مقامات انجمن ایران و انگلیس ، موافقت نکرده و می‌گفتند : " شما چون از ایران آمده‌اید ، باید به همان‌جا برگردید و بعد به هرجا که می‌خواهید بروید . "

به این ترتیب بود که به ایران برگشتم و چنانچه افتد و دانید ، گرفتار اهل و عیال شدم و حکایت صورت دیگری بخود گرفت ! یکی دیگر از دانشجویان برجسته آقای دکتر حسابی ، استاد ارجمند ، جناب آقای دکتر مهدی گلشنی هستند ، که یکی از مفاخر فیزیک معاصرند و هر وقت با ایشان مواجه شده‌ایم و یا درخدمتشان بوده‏‌ایم ، ذکر محاسن و ویژگی‌های آقای دکتر حسابی را می‎‎‎‌‌‌شنیدیم .
من با آقای دکتر گلشنی ، هم‎‎‎‌‌‌کلاس بودم و می‌دیدم ، که با چه علاقه‌یی به درس‌های جناب آقای دکتر ، گوش می‌دهند و شاید تنها دانشجوی کلاس بودند ، که مطالب عرضه شده توسط استاد را ، کاملا می‌فهمیدند .
آن موقع ، کتابی وجود نداشت ، جزو‌ه‌ها استنسیلی بود و چاپ آن‎‎‎‌‌‌ها خیلی کمرنگ و خواندن و استفاده کردن از آن‎‎‎‌‌‌ها خیلی سخت بود ، به همین دلیل ، هم‎‎‎‌‌‌کلاسی‌ها همیشه ، اشکالات خود را ، از آقای دکتر گلشنی می‌پرسیدند .
اخیرا ، در این سایت‌ها مدعی شده‏‌اند ، که دکتر اردلان ، دکتر ارفعی ، دکتر منصوری و بسیاری دیگر فیزیک‎‎‎‌‌‌دان‌های خوبی هستند ، بسیارخوب ، همچنان‌که می‌توان ادعا کرد ، که یک دانشجوی سال دوم فیزیک هم ، نسبت به نیوتون ، فیزیک‎‎‎‌‌‌دان خوبی است ، چون مثلا نیوتون از فیزیک حالت جامد ، فیزیک پلاسما ، فیزیک نیم‌رساناها و لیزر و اپتیک غیرخطی ، چیزی نمی‌دانست ، این در حالی‌ است ، که امروزه آن دانشجوی فیزیک ، تمام این موارد را می‎‎‎‌‌‌داند .
آیا این مسئله از اهمیت و عظمت نیوتون ، چیزی کم می‌کند ؟ ! یا برعکس بر بزرگی او می‌افزاید ؟ ! چون اگر تلاش و دست‎‎‎‌‌‌آوردهای او و امثال او نبود ، آیا علم فیزیک به جایگاه امروز خود می‌رسید ؟ ! و به ‌قول خود نیوتون : " ما در این‌جا هستیم ، چون بر شانه غول‌ها ایستاده‌ایم ."
بحث بر سر روزگار و زمانی است ، که آقای دکتر حسابی آن کارهای بزرگ و خدمات ارزنده را ، برای علوم و زیربناهای علمی کشورمان ، انجام دادند .
صحبت از دوره‏‎‎‎‌‌‌یی است ، که مردمان به جای اتومبیل لامبورگینی با درشکه رفت و آمد می‌کردند ؛ زمانی که ما با هسته خرما و هسته هلو بازی می‌کردیم ، امروز بچه‌های شش ، هفت ساله‌‌ با موبایل و کامپیوتر یا به قولی رایانه ، بازی می‌کنند ، ولی بالاخره ایشان ، در همان حال و هوای مملکت ، توانستند با زحمت زیاد به مسئولین آن زمان بقبولانند ، که فیزیک هم علم است و با علم شیمی متفاوت است ! و علم نوین چیز دیگری است و این مملکت نیاز به علوم نوین و به دانشگاه دارد .

باز هم تاکید می‎‎‎‌‌‌کنم ، که اگر می‎‎‎‌‌‌خواهید این مملکت باقی بماند ، قدر بزرگان خود و به ویژه نوآوران زحمتکشمان را ، بدانیم و به آنان احترام بگذاریم .



 
         
     
■ زندگی نامه     ■ فرهنگی     ■ پژوهشی - صنعتی     ■ گالری    
                       
» شرح زندگی     » چاپ و انتشار     » تئوری استاد     » گالری عکس    
» خانواده     » موزه     » مکانیک و هیدرودینامیک     » گالری فیلم    
» فرهنگی، هنری     » کتابخانه     » هوش مصنوعی     » گالری پوستر    
» تحقیقات     » فرهنگ ایرانی     » فیزیک ذرات بنیادی و حرارت     » تور مجازی بنیاد    
» کتاب ها     » مراسم و سخنرانی ها     » الکترونیک و اپتیک          
» رساله ها، مقالات و سخنرانی ها     » جوایز                
» موسسات     » نشست های علمی – فرهنگی بنیاد     ■ زیست محیطی          
» خدمات و مشاغل     » رسانه ها                
» دوستان، همکاران، شاگردان           » سازمان ملل، ارتقاء زیست محیطی بنیاد          
» نشان ها و مدارک بین المللی     ■ تازه ها     » فعالیت های زیست محیطی          
» کنفرانس ها و عضویت ها           » نشست های زیست محیطی          
» جملات برجسته استاد     » تازه های تارنما     » نمایشگاه های زیست محیطی          
» بورس پروفسور حسابی     » رویدادهای تازه     » فضای زیست محیطی بنیاد (عکس)          
 
         
طراحی سایت توسط تفسیرگران سیستم کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بنیاد پروفسور حسابی می باشد. 1395- 1348